داستانک بیماری
بالاخره تصمیمش را گرفت یک لنگه جوراب زنش را برداشت و سپس به سراغ اتاق پسرش رفت و کلت اسباب بازی او را هم در جیب کتش گذاشت زمانی که به درب بانک رسیدو می خواست جوراب را روی صورتش بکشد ناگهان بیماری قدیمی اش به سراغش امد و وقتی چشم هایش را باز کرد دید مامور حفاظت بانک با یک لیوان اب قند بالای سرش ایستاده و کارمندان بانک نگران حالش هستند از همه خداحافظی کرد و برای اولین بار به خاطر داشتن بیماری صرع خدا را شکر کرد.
بیماری
از کتاب اینه ها هم دروغ می گویند
محمد احتشام
اختلالی عصب زیست شناختی است که از یک مشکل جدی در خواندن، حساب کردن و یا کلمهبندی نوشتن به وجود میآید ...


پایگاه اطلاع رسانی پرستاری اولین و فعال ترین پایگاه در زمینه اطلاع رسانی پرستاری است با محبت های شما عزیزان و مخاطبان خود که با بازدیدها و جستجوهایتان آن را تبدیل به مرجعی در پرستاری نموده اید آمادگی خود را جهت انتشار اخبار ، مطالب ، تحقیقات و اطلاعیه های شما اعلام می نماید.