اولین بار که بدون تجدیدی در دورهء دبیرستان قبول شدم خیلی خوشحال بودم.

فکر می کردم این تابستان بدون نگرانی از شهریور به من خیلی خوش خواهد گذشت. 

وقتی پدرم فهمید که من بدون تجدیدی قبول شدم گفت سال های قبل به خاطر اینکه نگران مردودی تو بودم اجازه می دادم تابستان درس بخوانی ولی امسال تابستان باید با من سر کار بیایی.

در پایان تعطیلات تابستان ان سال از پدرم اموختم که تجدیدی بهتر از قبولی است.

تجدیدی از کتاب جلاد ها هم می میرند محمد احتشام