داستانک/ارتباط جالب اقتصاد باکفاشي!
جحي به عروسي دعوت شد.
چون به مجلس وارد شد، از ترس اين که کفش هايش را بدزدند آن ها را در زير لباسش پنهان کرد و در گوشه اي نشست.
بغل دستي اش که برآمدگي در لباس او ديد پرسيد: اين برآمدگي چيست؟
گفت: کتاب.
آن مرد گفت: در چه بابي است؟
جحي گفت: در علم اقتصاد.
گفت: حتما آن را از کتابفروشي خريده اي
گفت: نه از کفاشي خريده ام.
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۰۸ ساعت توسط پرستار
|
پایگاه اطلاع رسانی پرستاری اولین و فعال ترین پایگاه در زمینه اطلاع رسانی پرستاری است با محبت های شما عزیزان و مخاطبان خود که با بازدیدها و جستجوهایتان آن را تبدیل به مرجعی در پرستاری نموده اید آمادگی خود را جهت انتشار اخبار ، مطالب ، تحقیقات و اطلاعیه های شما اعلام می نماید.