داستانک همقدم
دختر جوانی دست پدر پیرش را گرفته بود و همگام با عصای او اهسته در پیاده رو قدم می زد.
فکر می کنم او سال هایی که پدرش در دوران کودکی با او همقدم بود را مثل خیلی از بچه ها هنوز فراموش نکرده بود.
همقدم
از کتاب جلاد ها هم می میرند
محمد احتشام
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۲/۰۸ ساعت توسط پرستار
|
پایگاه اطلاع رسانی پرستاری اولین و فعال ترین پایگاه در زمینه اطلاع رسانی پرستاری است با محبت های شما عزیزان و مخاطبان خود که با بازدیدها و جستجوهایتان آن را تبدیل به مرجعی در پرستاری نموده اید آمادگی خود را جهت انتشار اخبار ، مطالب ، تحقیقات و اطلاعیه های شما اعلام می نماید.