قلک
قلک
از کتاب اینه ها هم دروغ می گویند
محمد احتشام
یک سال پیش قلکی خرید تا پول هایش را پس انداز کند و روزی به زخم زندگی بزند.
ولی هر چه می گذشت زخم های زندگی زیادتر می شدند ولی این قلک لعنتی پر نمی شد تا اینکه تصمیم گرفت قلک رابشکند.
وقتی پول های قلک را شمرد دید حتی برای خرید تعدادی چسب زخم که روی زخم هایش را بپوشاند هم پول کم دارد.
با تشکر از حامد
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۵/۲۶ ساعت توسط پرستار
|
پایگاه اطلاع رسانی پرستاری اولین و فعال ترین پایگاه در زمینه اطلاع رسانی پرستاری است با محبت های شما عزیزان و مخاطبان خود که با بازدیدها و جستجوهایتان آن را تبدیل به مرجعی در پرستاری نموده اید آمادگی خود را جهت انتشار اخبار ، مطالب ، تحقیقات و اطلاعیه های شما اعلام می نماید.