پدر
پدر
از کتاب الاغ ها از شیر ها خوشبخت ترند
محمد احتشام.
بچه که بودم وقتی خسته می شدم پدرم مرا در بغل می گرفت و بقیهء راه را در اغوش او می پیمودم حالا هر وقت بچه ام خسته می شود و از من می خواهد او را بغل کنم یاد پدرم می افتم که او هم مثل بقیهء پدرها با وجودی که خودش خیلی خسته بود مرا بغل می کرد و اکنون باور دارم که این خصلت همه پدر هاست.
با تشکر از حامد
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۵/۲۶ ساعت توسط پرستار
|
پایگاه اطلاع رسانی پرستاری اولین و فعال ترین پایگاه در زمینه اطلاع رسانی پرستاری است با محبت های شما عزیزان و مخاطبان خود که با بازدیدها و جستجوهایتان آن را تبدیل به مرجعی در پرستاری نموده اید آمادگی خود را جهت انتشار اخبار ، مطالب ، تحقیقات و اطلاعیه های شما اعلام می نماید.