باور
محمد احتشام را دوست دارم و نوشته هایش را ... این مطلب را با عنوان باور از کتاب جلادها هم میمیرند این نویسنده بخوانید :
خورشت قیمه دوست نداشتم ولی یک دیگ بزرگ خورشت قیمه توی حیاط بار گذاشته بودند از رفت و امد و مهمان بازی اصلا خوشم نمی امد نمی دانم چه کسی این همه مهمان را دعوت کرده بود.همه می دانستند که از رنگ سیاه متنفرم ولی امروز همه ء اعضای خانواده ام و اکثر مهمان ها لباس مشکی پوشیده بودند و همسرم با گریه به همه می گفت: هیچ وقت مرگ را باور نداشت... امامن معنی حرف های او را نمی فهمیدم.
با تشکر از خانم حاجیان
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۵/۲۶ ساعت توسط پرستار
|
پایگاه اطلاع رسانی پرستاری اولین و فعال ترین پایگاه در زمینه اطلاع رسانی پرستاری است با محبت های شما عزیزان و مخاطبان خود که با بازدیدها و جستجوهایتان آن را تبدیل به مرجعی در پرستاری نموده اید آمادگی خود را جهت انتشار اخبار ، مطالب ، تحقیقات و اطلاعیه های شما اعلام می نماید.