سکهء طلا
سکهء طلا
از کتاب الاغ ها از شیر ها خوشبخت ترند
محمد احتشام.
هر روز که روزنامه می خرید علاقه داشت قسمت مربوط به قیمت سکهء طلا رابخواند و همیشه با خود می گفت اگر ماه پیش این قدر سکهء طلا خریده بودم ان قدر سود داشت!روزی که صاحبخانه به خاطر ندادن چند ماه اجاره اسباب هایش را بیرون ریخت گیج و مبهوت بدون این که سرمای سرد زمستان را حس کند روی اثاثیه از خستگی خوابش برد. فردا صبح هر کسیکه از کنار جسدش رد می شد سکه ای به خاطر رفع بلا به طرفش می انداخت ولی دیگر برای دلسوزی دیر شده بود و سکه ها هم طلا نبود.
متشکرم حامد جان
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۴/۱۴ ساعت توسط پرستار
|
پایگاه اطلاع رسانی پرستاری اولین و فعال ترین پایگاه در زمینه اطلاع رسانی پرستاری است با محبت های شما عزیزان و مخاطبان خود که با بازدیدها و جستجوهایتان آن را تبدیل به مرجعی در پرستاری نموده اید آمادگی خود را جهت انتشار اخبار ، مطالب ، تحقیقات و اطلاعیه های شما اعلام می نماید.