حقوق

از کتاب جلاد ها هم می میرند 

محمد احتشام. 

در همسایگی ما پیر زنی زندگی می کند که اول هر ماه نوه اش به سراغش می اید و با مهربانی او را اماده می کند و با هم به بانک می روند و به اوکمک می کند تا حقوق باز نشستگی اش را یگیرد و سپس او را به خانه بر می گرداند و سهم خودش را از ان حقوق بر می دارد و تا ماه بعد از پیرزن خدا حافظی می کند . 

هر کس انها را ان روز از دور ببیند به پیرزن به خاطر داشتن چنین نوهء مهربانی غبطه می خورد ولی من که داستان انها را می دانم دلم برای پیرزن ها و پیرمرده ایی که حقوق بگیر نیستند خیلی می سوزد شاید خیلی از انها حسرت همان یکروز مهربانی در ماه را بخورند و صدایشان در نیاید.