داستانک تاوان
تاوان
از کتاب جلاد ها هم میرند
محمد احتشام.
چند ماه از این دادگاه به ان دادگاه سگ دو زدم به هر کس و ناکس التماس کردم تا شاید بتوانم رضایت شاکیان او را جلب کنم .
امروز در پایان جلسه’ دادرسی وقتی از دادگاه بیرون امدم در مسیر بازگشت به خانه چشمم به دیواری افتاد که روی ان نوشته شده بود بر پدر و مادر کسی لعنت که در این مکان اشغال بریزد
با خودم گفتم بیچاره پدر مادر ها که تاوان اشغال ریختن بچه هایشان را هم باید انها بپردازند.
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۳/۱۱ ساعت توسط پرستار
|
پایگاه اطلاع رسانی پرستاری اولین و فعال ترین پایگاه در زمینه اطلاع رسانی پرستاری است با محبت های شما عزیزان و مخاطبان خود که با بازدیدها و جستجوهایتان آن را تبدیل به مرجعی در پرستاری نموده اید آمادگی خود را جهت انتشار اخبار ، مطالب ، تحقیقات و اطلاعیه های شما اعلام می نماید.