بیست
بیست
از کتاب جلاد ها هم می میرند
محمد احتشام.
نمرهء دیکته ام همیشه بیست بود و مادرم به من جایزه می داد ولی پدرم به این نمره ها و جایزه ها اعتقادی نداشت.
وقتی بزرگتر شدم یک روز علتش را از او پرسیدم از من خواست دفتر دیکته ام را بیاورم تا به من دیکته بگوید.
سخت ترین لغات را انتخاب کرده بود و نمرهء دیکته ام آن روز صفر شد آن روز پدرم به من گفت: از گرفتن این بیست ها مغرور نشو چون در زندگی با آزمایش هایی روبرو خواهی شد که اگر با نمرهء ده قبول شدی شاهکار کردی.
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۲/۰۳ ساعت توسط پرستار
|
پایگاه اطلاع رسانی پرستاری اولین و فعال ترین پایگاه در زمینه اطلاع رسانی پرستاری است با محبت های شما عزیزان و مخاطبان خود که با بازدیدها و جستجوهایتان آن را تبدیل به مرجعی در پرستاری نموده اید آمادگی خود را جهت انتشار اخبار ، مطالب ، تحقیقات و اطلاعیه های شما اعلام می نماید.