داستانک مادر نمونه
داستانک مادر نمونه
از کتاب آینه ها هم دروغ می گویند
محمد احتشام
وقتی شب ولادت حضرت زهرا در تلویزیون مادر نمونه گفت:که چند مدرک تحصیلی دارد ویکی از فرزندانش دکتر ودیگری مهندس است
دلم برای معصومه خانم همسایه مان سوخت که هیچ مدرکی نداشت و هر روز دختر معلولش را روی کولش می گذاشت و سه طبقه پایین می اورد و بعد از اینکه دخترش را با ویلچر به پارک می برد دو باره او را روی کولش سه طبقه بالا می اورد و همیشه مثل پروانه دور این دختر می گشت ولی هیچوقت مادر نمونه نشد.
با تشکر از حامد عزیز
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۱/۲۶ ساعت توسط پرستار
|
پایگاه اطلاع رسانی پرستاری اولین و فعال ترین پایگاه در زمینه اطلاع رسانی پرستاری است با محبت های شما عزیزان و مخاطبان خود که با بازدیدها و جستجوهایتان آن را تبدیل به مرجعی در پرستاری نموده اید آمادگی خود را جهت انتشار اخبار ، مطالب ، تحقیقات و اطلاعیه های شما اعلام می نماید.