به مناسبت روز پرستار و وعده هايي که جوابگوي مشکلا ت پرستاران نيست
به مناسبت روز پرستار و وعده هايي که جوابگوي مشکلا ت پرستاران نيست
کجا کفاف دهد اين باده به مستي ما
راهروي بيمارستان، نه شب مي شناسد و نه روز. مهتابي هاي سقف راهروهاهميشه روشن هستند و حتي اگر چراغ همه اتاق ها خاموش باشد و درد، مهلتي به بيماران بدهد تا چشمي روي هم بگذارند، اين طرف، فرشته هاي سفيد پوش بيدار مي مانند تا اگر از ميان تاريکي اتاق ها، صداي ناله بيماري بلند شد، خودشان را کنار تخت مريض برسانند وبه او آرامش خاطر دهند که «نگران نباش، چيزي نيست» و بعد با قرص و دارو و يا با تزريق يک آمپول مسکن، درد جانکاه بيمار را تسکين دهند و آرام و بي صدا اتاق تاريک را ترک کنند و به راهروي روشن بيمارستان بروند و در آرامش و سکوت شب، فضاي ناآرام و دردآلود بيمارستان را کنترل کنند.
بيماران ميآيند و مي روند. همه آنها مهمان موقت بيمارستان هستند و بسته به نوع بيماري شان، سرانجام مرخص مي شوند. آن وقت است که بيمارستان مي ماند و فرشته هاي سفيد پوشش!
اما از تعارف و تکلف که بگذريم، آنها هم مثل ما هستند. آنها هم فرزند آدم هستند و از عالم فرشته ها به زمين نيامده اند. آنها هم نياز به خواب آرام شب دارند و تلا ش روز!
تفاوت آنها با ما اين است که شغلي را انتخاب کرده اند که کمي با شرايط عادي زندگي روزمره تفاوت دارد. براي جامعه پرستاران شب و روز، جمعه و شنبه، تعطيل و غيرتعطيل، عيد و عزا معني ندارد. چون بيماري خبر نمي کند و بيمار جمعه و شنبه و عيد و عزا نمي شناسد و وقتي درد ميآيد روز و ساعتش را مشخص نمي کند.
پس کسي که متعهد شده لباس سفيد بر تن بپوشد و کنار تخت بيمار حاضر شود، بايد از خيلي چيزها بگذرد. از مهماني خاله و عمه در عصر جمعه. از نذري ظهر عاشورا و از هفت سين عيد نوروز و شايد از مراسم عروسي بهترين دوستش! چرا که تعهدش او را ملزم مي کند، حضور بر بالين بيماران را بر خوشي هاي دلخواهش ترجيح دهد و از خودش بگذرد.
اما اين فقط خود پرستار نيست که تحت تاثيرشغلش قرار مي گيرد. درهر حال هر پرستار به عنوان يک شهروند داراي خانواده، همسر، فرزند و وابستگاني است که از شغل او تاثير مي گيرند. چه بسيار کودکاني که شب هاي عيد را دور از مادر و پدر پرستار خود در خانه سپري مي کنند و پذيرفته اند که مادر يا پدرشان اين امکان را ندارد که مثل ساير پدر و مادرها دايم در کنار آنها باشند. هر روز آنها را به مدرسه ببرند يا همراه آنها به پارک و سينما بروند و يا در مراسم هاي خاص فاميل و دوستان حضور داشته باشند.
اينجاست که مي فهميم اگرچه پرستاران را فرشتگان سفيد پوش مي ناميم. اما آنها هم مثل بقيه افراد، متعلقيني دارند که دلشان مي خواهد در روزهاي خاص در کنار آنها باشند اما اين امکان فراهم نيست.
تصورش را بکنيد که هر کدام از ما به هر دليلي گذرمان به بيمارستان بيفتد.
به هر حال بيماري و حادثه اجتناب ناپذير است و ممکن است براي هر کسي پيش بيايد که راهي بيمارستان شود. آن وقت است که اطرافيان بيمار توقع دارند پرستار بيمارستان واقعا در نقش فرشته ظاهر شود و با تمام کج خلقي ها و بدرفتاري هاي آنها مدارا کند و براي مريضشان سنگ تمام بگذارد و لبخند هم از روي لبانش محو نشود. البته شايد حق داشته باشند، چرا که اصولا بيماري، کم حوصلگي و ضعف اعصاب را براي بيمار و اطرافيانش به همراه ميآورد. ضمن اينکه فضاي بيمارستان هم به دليل وجود انواع بيماري ها و دردها، سنگين است و دلگير! اما اين دليل نمي شود که يک پرستار، چون نام پرستار را به يدک مي کشد و لباسي سفيد بر تن کرد، سنگ صبور همه بيماران و همراهانشان باشد. چرا که او هم يک انسان است و مانندهمه انسانها يک ظرفيت محدود دارد و اگر فضاي بيمارستان براي ما خسته کننده و آزاردهنده است براي او به مراتب بيشتر از ما طاقت فرساست چرا که او ناچار است تمام ساعات کاري خود را در بيمارستان سپري کند و با انواع و اقسام بيماران مواجه شود.
از تمام اين حرفها که بگذريم مي رسيم به ساير مشکلا ت پرستاران که سختي کار يکي از آنهاست. زياد بودن ساعت اضافه کاري، حقوق کم، قرار گرفتن در معرض خطر بيماري هاي واگيردار و... از يک طرف و وعده هايي که مسوولا ن هر ساله با فرار سيدن روز پرستار به اين قشر مي دهند و تا پاي عمل مي رود بي نتيجه برمي گردد از سوي ديگر، معضلي برمعضلا ت پرستاران افزوده است.
استخدام پرستاران و کاهش ساعت کاري آنها، وعده هايي است که بارها شنيده ايم و از عملي شدن آنها خبري نيست.
کمبود نيروي پرستاري از جمله مشکلا تي است که بيمارستانهاي ما با آن دست و پنجه نرم مي کنند و اين عامل باعث مي شود تا ساير پرستاران ناچار شوند با اضافه کاري زياد درصدد جبران آن برآيند.
آمار نشان مي دهد که در آمريکا به ازاي هر هزار نفر 7 تا8 پرستار وجود دارد و در اروپا 7 پرستار به ازاي هر هزار نفر مشغول به کار است.
اين در حاليست که در کشور ما به ازاي هر هزار نفر 1/2 تا 1/3 پرستار وجود دارد که براي رسيدن به استانداردهاي جهاني تعداد نيروي پرستاري بايد حداقل 25 برابر شود و اين عامل باعث شده که اغلب پرستاران در بيمارستان ها بين 40 تا 44 ساعت کار هفتگي داشته باشند. اين در حاليست که پرستاري در رديف مشاغل سخت و زيان آور است و پرستاران نبايد بيش از 36 ساعت در طول هفته کار کنند. گذشته از اين مشکلا ت، دستمزدهاي پرستاران هم در مقايسه با ساير مشاغل و به نسبت سختي کارشان چالش برانگيز است."حتي ديگر بچه ام مرا نمي شناسد; علاوه بر کار در سه شيفت متوالي گاهي به خاطرنبود نيرو و حجم کار زياد، ناچار به اضافه کاري اجباري هم هستم. اغلب پس از اتمام کار ديگر حتي توان رانندگي کردن را هم ندارم."
اينها سخنان مسعود است. مسعود پرستاري است که همراه تنها همکار خود در بخش عمومي يکي از شلوغ ترين بيمارستان هاي تهران به امور 32 بيمار رسيدگي مي کند. او بابت سه شيفت کاري يعني 120 ساعت کار در هفته، 900 هزار تومان دستمزد مي گيرد; ماهي 900 هزار در ازاي روزانه 17 ساعت کار مداوم!.
او مسئوليت هاي خطير پرستاري را در تناقض با امکانات کم و نيروي کاري ناکافي مي داند: "برخي شب ها تک و تنها هستم و با تمام توان کار مي کنم، اما اگر هم از روي خستگي مفرط و يا نبود همکارم اتفاق ناگواري رخ دهد، همه اتهامات متوجه من است و ديگر کسي نمي پرسد زماني که بيماري نياز به کمک داشت تو کجا بودي تا من بگويم که مشغول رسيدگي به بيماران ديگر بودم."
در حال حاضر کمتر از 100 هزار پرستار در حالي در مراکز درماني کشور فعال هستند که بسياري از آنها از آنچه دستمزد کم و نامشخص و در نوسان بودن دستمزدها، فقدان امنيت شغلي، آسيب هاي جسمي و روحي در دوران اشتغال، ناکافي بودن تعداد پرستاران فعال و ناگزير بودن به اشتغال در دو يا سه نوبت پيايي عنوان مي کنند گله مندند.
براساس استانداردهاي جهاني به ازاي هر تخت بايد 1/5 تا 2 نفر پرستار مشغول به کار باشند، اين در حالي است که در کشور اين نسبت تنها 0/7 نفر است و حتي در برخي نقاط به 0/5 نفر نيز کاهش مي يابد. علاوه بر اين استانداردهاي جهاني حاکي از لزوم وجود سه پرستار به ازاي هر هزار نفر جمعيت هستند، حال آن که در ايران براي هر هزار نفر، 1/2 پرستار مشغول خدمت رساني هستند و اين همان دليلي است که موجب شده افراد جامعه تنها 30 تا 40 درصد خدمات پرستاري مورد نياز را دريافت کنند.
اين مساله به گفته دبيرکل خانه پرستار، نارضايتي صددرصدي پرستاران را به دنبال داشته و طبيعي است که نارضايتي پرستاران نيز تاثير مستقيم در شيوه ارائه خدمات به بيماران دارد و در مقابل اين امر منجر به نارضايتي بيش از 60 درصد از مراجعان به مراکز درماني دولتي از کيفيت خدمات پرستاري شده است هرچند که غضنفر ميرزابيگي رييس سازمان نظام پرستاري اين نارضايتي مردم از کيفيت خدمات پرستاري در مراکز درماني دولتي و آموزشي را بيشتر ناشي از ناآگاهي بيماران از وظايف پرستاران و حقوق خود مي داند که به همين دليل، بيماران گاه توقعاتي دارند که به هيچ وجه در حيطه وظايف پرستار نيست: "ميزان رضايتمندي مراجعان از خدمات پرستاري در مراکز درماني نيروهاي مسلح و تامين اجتماعي خوب بوده و فقط در مراکز درماني دولتي و آموزشي تنزل داشته که البته يکي از دلايل نارضايتي، مي تواند تعداد ناکافي پرستاران در اين مراکز باشد. وقتي در يک بخش، 37 بيمار بستري هستند و فقط دو پرستار براي آن بخش اختصاص داده اند، آن دو نفر به کدام يک از بيماران رسيدگي کنند؟ با وجود تمام مشکلات، پرستاران بخش هاي دولتي بسيار مهربان هستند و برگه هاي ثبت شده نشان مي دهد: ميزان رضايت بيماران از خدمات پرستاري بخش هاي دولتي بيش از60 درصد است. اما اگر نارضايتي هم وجود دارد به دليل ناآشنا بودن بيمار به شرايط و عوارض بيماري و جراحي و وظايف پرستار است."
به گفته وي، پرستاران در سن بازنشستگي، انسان هايي ضربه ديده و از کار افتاده هستند زيرا در طول دوران کاري، وظايفي را تقبل کرده اند که اصلا در حوزه وظايف آنها نبوده است. علاوه بر آن که کار زياد، شب کاري ها و برخورد نامناسب بعضي از بيماران يا همراهان آنها، پرستاران ما را به افرادي فرسوده تبديل مي کند.
شايد يکي از دلايل حضور همراهان بيماران در بيمارستان ها به کمبود تعداد پرستاران مربوط باشد اما اين امر که به نظر مي رسد در ساير کشورها مرسوم نيست برخي اوقات نه تنها موثر واقع نمي شود بلکه اختلال در کار و حتي درگيري با پرستاران را به بار مي آورد.
با وجود آنکه 145 دانشگاه پرستاري در سطح کشور سالانه بيش از پنج هزار فارغ التحصيل رشته پرستاري دارند، به علت تعداد ناکافي مجوز استخدام سالانه، هنوز کمبود پرستار در مراکز درماني جبران نشده و دستيابي به استاندارد جهاني تعداد پرستار به ازاي هر تخت براي نظام سلامت ايران دور از ذهن به نظر مي رسد.
به گفته مسوولان سازمان نظام پرستاري در حال حاضر براي 110 هزار تخت فعال در مراکز درماني کشور کمتر از 100 هزار پرستار خدمت رساني مي کند. در چنين شرايطي در ايران با وجود افزايش مجوزهاي استخدامي طي سه سال گذشته در بخش پرستاري، مراکز درماني کشور هنوز با کمبود 100 تا 150 هزار پرستار مواجهند.
براي دستيابي به استاندارد قابل اجرا (با توجه به سرانه سلامت و امکانات) که تعداد پرستاران به ازاي هر تخت بيمارستاني را 1/8 درصد عنوان مي کند، نيازمند استخدام سالانه 7 تا 8 هزار پرستار هستيم. اين در حالي است که بر اساس قانون برنامه توسعه چهارم و مجوز استخدام در وزارت بهداشت سالانه حداکثر 4 هزار پرستار در مراکز درماني به کار گرفته مي شوند.
تا زماني که معاونت نظارت و برنامه ريزي رياست جمهوري و مجلس شوراي اسلامي به اين نتيجه نرسند که کمبود پرستار باعث ايراد خسارت هاي فراوان حتي مرگ و مير به مردم مي شود مشکل کمبود نيروي پرستاري در کشور مرتفع نخواهد شد.
با اين حال اين اميد وجود دارد که در سال جديد و قرار گرفتن در آستانه روز پرستار، وعده هاي مسوولا ن به پرستاران محقق شود تا اين قشر سفيد پوش، آينده کاري خود را با وعده هاي سرخرمن خاکستري نبينند.
نويسنده : مرجان حاجي حسني
پایگاه اطلاع رسانی پرستاری اولین و فعال ترین پایگاه در زمینه اطلاع رسانی پرستاری است با محبت های شما عزیزان و مخاطبان خود که با بازدیدها و جستجوهایتان آن را تبدیل به مرجعی در پرستاری نموده اید آمادگی خود را جهت انتشار اخبار ، مطالب ، تحقیقات و اطلاعیه های شما اعلام می نماید.