نامه سرگشاده به وزیر
 

مقام محترم وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی

اثرات عوارض شایع پرستاری کم کم آرامش نصف و نیمه ایی هم که داشتم از من سلب نموده ٬ علیرغم اینکه شبها دیر می خوابم اما بدون اینکه صدای زنگ مصنوعی ساعتی مرا بیدار کند با صدای زنگ دلم بیدار می شوم ٬ بیدار باش ساعت ۳۰/۵ صبح دیگه جز ساعت فیزیولوژیک بدن من شده ٬ سردرد نصف و نیمه همیشگی همراه با کمردرد و پا درد ٬ رنگ رخسار زرد و بی فروغ ناشی از شب زنده داری و به اجبار چای زیادی خوردن و هزاران هزار عارضه دیگر که اگر بخواهم آنهارا بنویسم در حوصله این بحث خارج خواهد بود .

آقای وزیر محترم بهداشت

جامعه پرستاری ما را علیرغم شور و نشاط فراوان که همیشه خصیصه این حرفه است ٬ قبلی ها از قافیه تهی کردند ٬ تحقیقات ثبت شده توسط یکی از همکارانم آقای ابوالفتحی نشان می دهد که آمار اختلالات روان تنی و روان نژندی در بین پرستاران گذاشته از اینکه وجود دارد اما با سیر صعودی رو به رو است ٬ عارضه های جسمی و روحی از سر و روی شغل مقدس پرستاری که حضرت علامه طباطبایی فیلسوف شهیر شرق ارزش یک شب پرستاری را با هفتاد سال عباذت برابر می داند ٬ می بارد .

جناب دکتر لنکرانی

خداوند بخاطر قدر شناسی از زحمات قشر زحمتکش پرستاری یک خصوصیت خیلی خوبی به ماها داده که آن حس شناخت انسان ها با اولین نگاه و برخورد است و ما شما را در نگاهمان انسان بسیار دلسوز و خواهان حل مشکلات صنف پرستاری می دانم و امید است تا پایان دوره وزارت روان شناسی مردم شناختی ما غلط از آب در نیاید و همچنان در حل مشکلات ما کوشا و جدی باشید و بسیار مایل به آنیم که خواسته های تلنبار شده صنفی ما به حداقل خود برسد .

جناب وزیر

همه ساله در هفته پرستار همه از حل مشکل پرستار سخن می گویند و مشکلات ما هم همزمان با اتمام هفته پرستار به بوته فراموشی سپرده می شود تا سال بعد ٬ خواسته های ما ماورا قانون نیست ٬ حق طبیعی ما می باشد که بعلت نداشتن تشکیلات صنفیُُ سالهای سال به عشری تب از سوی دولتمردان دل خوش بودیم و حال با توجه به نظامی که ما داریم  ( نظام پرستاری ) اکنون مطالبات ما کلاسمان شده و بعنوان حق طبیعی ما قلمداد می گردد و دگر نیاز به غمزه مسئولی جهت حل مشکلاتمان نیستیم و دلخوش خودمان هستیم و روی پای خودمان تا حل نهایی آنها از مبارزه با استثمارگران حق پرستاران از پای نخواهیم نشست . اما شاید برای شما عزیز گرامی ٬ منظور  ما که این همه دم از مطالبات می زنیم همه اش مالی می باشد و هر چند که بحث اقتصاد و معیشت بعنوان شالوده اصلی مطالبات است اما راستی چرا تاکنون یک نفر که دکتری پرستاری را دارد برای مدیریت و سرپرستی یک بیمارستان انتخاب نمی شود و انگار نه انگار که واحدهای مدیریت بیمارستانی خوانده شده توسط فارغ التحصیلان دکتری پرستاری سه برابر پزشکان عمومی است اما متاسفانه همیشه آنها ترجیح داده می شوند ٬ هر چند که هدف از بیان این جملات نه آن است که ما تشنه قدرت و مسئولیت هستیم اما به زعم ما مشکلات بیمارستانی که با دکتری پرستاری چرخانیده می شود با مدیریت فردی که از دانشکده پزشکی فارغ التحصیل شده تفاوت های محسوسی خواهد داشت و آن همانا تعریفی است که از پرستاری می شود که از آن بعنوان علم و هنر تعریف می گردد .

آقای وزیر

اگر ما هیچ مطالبه ایی نداشته باشیم اما همیشه این سئوال را خواهم داشت که چرا بندرت مسئول اول اجرایی مملکت در روزپرستار حضور ندارد و حتی در دولت قبل معاون وزیر در روز پرستار ارائه نطق کند٬ واقعاً این توهینی به قشر عظیم و سربازان سلامت جامعه نیست ٬ شاید همان معاون وزیر در حل مشکلات ما جدی تر باشد اما وقتی که در تمامی مراسم های در طول سال رییس جمهور شرکت می کند ( روز کارگر ٬ کشاورز ٬ معلم ٬ صنعت و ... ) چرا در مراسم ما نباشد . 

آقای وزیر

حرفهای ما همچنان مشکلاتمان بسیار فراوان و از حوصله خارج ٬ دلم گرفته بود مزاحم وقت شما شدم و فقط به جمله آخر بسنده می کنم و می گویم تو رو خدا فقط مثل وزرای قبلی نباش و سعی کن در حل مشکلات ما امروز و فردایتان مثل هم نباشد و همیشه یک گام به جلو باشید و خدا آن روز را نیاورد که یک گام به پیش و دو گام به پس باشید.

نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 6:52  توسط محمود طاهری