يك روز از زندگي كودك

          تمدن، والدين را به ايفاي نقش شادي خراب كن محكوم كرده است. آنها بايد با بسياري از بزرگترين خوشي‌هاي كودك خود مخالفت كنند. البته اگر قرار بر اين است كه كودك موجودي اجتماعي شود، بعضي محدوديتها اجتناب‌ناپذيرند. با وجود اين، والدين نبايد در ايفاي نقش پاسبان تمدن زياده‌روي كنند، زيرا چه بسا كه خصومت و انزجاري اجتناب‌پذير پديد آورند.

صبح بخير

          مادر نبايد كودك محصل خود را هر روز صبح از خواب بيدار كند. كودك از مادري كه مزاحم خواب او مي‌شود و روياهاي او را از هم گسيخته مي‌سازد نفرت دارد. كودك از اينكه مادر به اتاق او بيايد و پتو را از روي او بردارد و بگويد بلند شو دير است، وحشت دارد. اگر كودك با صداي ساعت زنگدار بيدار  شود بهتر از اين است كه با صداي مادر زنگدار بيدار شود.

امروز صبح بلند شدن سخت است.

خيلي كيف دارد آدم تو بسترش دراز بكشد و غرق رؤيا بشود.

پنچ دقيقه ديگر هم بخواب.

چنين اظهاراتي صبح را درخشان مي‌سازد. آنها جوي از ملايمت و صميميت مي‌آفرينند. بعكس،  اظهاراتي نظير آنچه در زير آمده است. جوي سرد و طوفاني به ارمغان مي‌آورند:

بلند شو، پسره شل و ول، بلند شو، پسرك تنبل.

همين الآن از آن رختخواب بيا بيرون.

خداي من، نگاه كن، مثل يك خرس گرفته خوابيده.

زمان عجله

وقتي از كودك مي‌خواهندكه عجله كند، او بيش از پيش وقت را هدر مي‌دهد. وي اغلب در برابر عجله كن! والدين، با كندكاريهاي خود، مقاومت نشان مي‌‌دهد. بندرت بايد از كودك خواست كه عجله كند. در عوض، بايد محدوديتهاي زماني واقعي در اختيار او قرار داده و او را تنها گذاشت تا خودش تلاش كند و كارهايش را به موقع انجام دهد.

صبحانه: غذا بدون آموزش اخلاقي

          زمان صرف صبحانه زمان مناسبي براي صحبتهاي طولاني نيست. هنگام صبح والدين يا كودكان اغلب خواب‌آلود و بدخلق هستند، و بگومگوها ممكن است براحتي به اوقات تلخي و عصبانيت منتهي بشوند.

لباس پوشيدن: جنگ بند كفش

          در بعضي از خانواده‌ها، والدين و كودك درگير جنگ روزمره بند كفش مي‌شوند. كودكان وقتي به مدرسه مي‌روند، نبايد مثل لردها لباس پوشيده باشند. آنها نبايد نگران تميز نگهداشتن لباسهايشان باشند. كودك بايد ازاد باشد كه بدود، توپ‌بازي كند و اين موارد بر تميز ماندن لباسهاي او ارجحيت دارد. به جاي اينكه دهها جور موعظه درباره پاكيزگي براي كودك ايراد كنيم، بهتر است كه چند دست لباس ارزان قيمت و بادوام براي او بخريم تا از اين طريق سلامت روحي‌اش را بيشتر تأمين كرده باشيم.

رفتن به مدرسه

           از آنجا كه كودك به هنگام صبح عجله دارد، بدين خاطر مي‌توان انتظار داشت كه وي كتابهاي درسي، عينك، ظرف غذا، يا پول ناهار خود را فراموش كند. بهترين كار در اينجور مواقع اين است كه اشياي فراموش شده را بدون موعظه كردن درباره فراموشكاري و عدم مسئوليتش، به او بدهيم. نبايد موقع مدرسه رفتن كودك فهرستي از هشدار و تذكر به او داد. اگر به كودك بگوييم”روز خوشي داشته باشي“ بهتر از اين هشدار معمول است كه ”خودت را به دردسر نينداز“.

بازگشت از مدرسه

          بهتر است كه مادر در خانه باشد و به محض ورود كودك به او خوشامد بگويد. وقتي  مادر نمي‌توان شخصاً در خانه باشد تا به هنگام بازگشت كودكش به او خوشامد بگويد مي‌تواند پيغامي براي او بگذارد و در آن بگويد كه كجا رفته است.

بازگشت پدر به خانه

          وقتي پدر هنگام غروب به خانه باز مي‌گردد، احتياج به يك دوره انتقالي آرام از درخواستهاي دنياي بيرون به درخواستهاي خانواده‌اش دارد. پدر نبايد در آستانه در با انبوهي از شكايات و تقاضاها مواجه شود.

وقت خواب

          در بسياري از خانواده‌ها، وقت خواب ديوانه‌كننده است. كودكان و مادر دست بدست هم مي‌دهند و جامعه كوچكي پديد مي‌آورند كه در آن هر كدام ديگري را مأيوس مي‌سازد. كودكان كه هنوز به مدرسه نمي‌روند، محتاجند كه مادر يا پدر آنها را بخوابانند. از وقت خواب مي‌توان براي ايجاد گفتگوي صميمانه و خودماني با كودك خود استفاده كرد. در نتيجه كودكان به تدريج به وقت خواب علاقه ‌من مي‌شوند.

          بعضي از كودكان بزرگتر نيز دوست دارند كه پدر يا مادر آنها را بخوابانند. به اين خواسته آنها بايد احترام گذاشته و آن را واقعيت بخشيد. كودكان نبايد به خاطر خواستن چيزهايي كه از نظر والدين افكار كودكانه است، مورد تمسخر و سرزنش قرار گيرند.

والدين براي تفريحات خود نيازي به اجازه كودكان ندارند

          در بعضي خانواده‌ها، كودكان در مورد رفت و آمد والدين حق و تو دارند. والدين در اينكه چگونه زندگي كنند احتياجي به اجازه يا موافقت كودكان ندارند. آنچه را كه در اعتراضات، دادخواهيها، يا تهديدهاي كودك وجود دارد، بايد ناديده گرفت. پاسخ ما بايد لحني راسخ و دوستانه داشته باشد: دلت مي‌خواهد ما مي‌توانستيم پيش تو بمانيم، ولي ما قرار گذاشتيم كه بيرون برويم و غروبي را با هم خوش باشيم.

تلويزيون و كودكان

          والدين نسبت به تلويزيون دو نظر دارند. آنها اين واقعيت را كه تلويزيون، كودكان را مشغول مي‌كند و آنها را از ايجاد دردسر دور نگه مي‌دارد، مي‌پسندند، اما متوجه آسيبي احتمالي نيز كه به چشم و گوشهاي كودكان مي‌رسد، هستند. تعداد بسياري از والدين احساس مي‌كنند كه نمي‌توان انتخاب برنامه‌هاي تلويزيون را كاملاً به كودك واگذار كرد. والدين، اين حق را دارند كه نگذارند فرزندانشان تحت تأثير خشونتها و وحشيگريهاي روزمره قرار گيرند.