مهارتهاي زندگي
1- مهارتهاي زندگي را تعريف كنید.
2- تعاريف ارائه شده در زمينه مهارت هاي زندگي را با يكديگر مقايسه نمايد.
3- تاريخچه آموزش مهارتهاي زندگي را به طور مختصر بيان كنید.
4- اهميت توانمندي استفاده از مهارتهاي زندگي را با ذكر مثال بيان نمايد.
5- سطوح مهارتهاي زندگي را شرح داده و موارد استفاده هر يك از سطوح را با ذكر مثال بيان نمايد.
6- ده مهارت اصلي زندگي را نام برده و هر يك از موارد را با ذكر مثال توضيح دهید.
7- عناصر اصلي مهارتهاي زندگي را نام برده و هر يك را به طور كامل شرح دهید.

      مهارت به معني استفاده ماهرانه و توان‌مندانه از دانش است.
هنگامي كه صحبت از فشار‌هاي رواني روزمره و بحران‌هاي زندگي اجتماعي به ميان مي‌آيد، نقص مهارت‌هاي مقابله‌اي سازگارانه يا تأخير در انتخاب مناسب‌ترين راه حل به آسيب جبران ناپذيري منجر مي‌گردد.
امروزه آموزش مستقيم مهارت‌هاي زندگي به عنوان بخشي مهم و كليدي در جامعه‌پذيري افراد جامعه در سراسر دنيا مطرح است.
تعريف مهارت‌هاي زندگي
سازمان بهداشت جهاني مهارت‌هاي زندگي را چنين تعريف نموده‌است: ”توانايي انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه‌اي كه فرد بتواند با چالش‌ها و ضروريات زندگي روزمره كنار بيايد" (WHO، 1994).

يونيسف مهارت‌هاي زندگي رابه اين صورت تعريف مي‌كند: ”يك رويكرد مبتني بر تغيير رفتار يا شكل‌دهي رفتار كه برقراري توازن ميان سه حوزه‌ را مد نظر قرار مي‌دهد. اين سه حوزه عبارتند از: دانش، نگرش و مهارت‌ها". تعريف يونيسف بر شواهد پژوهشي مبتني است كه نشان مي‌دهند اگر در توانمند سازي افراد جامعه بحث دانش، نگرش و مهارت به صورت تلفيقي مورد توجه قرار نگيرد، نتيجه مورد انتظار يعني كاهش رفتار‌هاي پرخطر به‌دست نمي‌آيد (يونيسف، 2004).

به طور كلي مهارت‌هاي زندگي عبارتند از توانايي‌هايي كه منجربه ارتقاي بهداشت رواني افراد جامعه‌، غناي روابط انساني، افزايش سلامت و رفتارهاي سلامتي در سطح جامعه مي‌گردند.

به طور كلي مهارت‌هاي زندگي ابزاري قوي در دست متوليان بهداشت رواني جامعه در جهت توانمند‌سازي جوانان در ابعاد رواني- اجتماعي است.

تاريخچه مهارت‌های زندگي
آموزش مهارت‌هاي زندگي در سال 1979 و با اقدامات دكتر گيلبرت بوتوين آغاز گرديد. وي در اين سال يك مجموعه آموزش مهارت‌هاي زندگي براي دانش‌آموزان كلاس هفتم تا نهم تدوين نمود كه با استقبال فراوان متخصصين بهداشت روان مواجه‌ گرديد. اين برنامه آموزشي به نوجوانان ياد مي‌داد كه چگونه با استفاده از مهارت‌هاي قاطعيت، تصميم‌گيري، و تفكر نقاد، در مقابل وسوسه يا پيشنهاد سوءمصرف مواد از سوي همسالان مقاومت مي‌كنند. هدف بوتوين طراحي يك برنامه واحد پيشگيري اوليه بود و مطالعات بعدي نشان داد كه آموزش مهارت‌هاي زندگي تنها در صورتي به نتايج مورد نظر ختم مي‌شود كه همه مهارت‌ها به فرد آموخته شود.

به‌دنبال اين اقدام مقدماتي، از سال 1993 به بعد سازمان جهاني بهداشت با هماهنگي با يونيسف برنامه آموزش مهارت‌هاي زندگي را به عنوان يك طرح جامع پيشگيري اوليه و ارتقاي سطح بهداشت رواني كودكان و نوجوانان معرفي نمود ( WHO، 1994، WHO & UNISEF، 1994،  WHO، 2004) اين برنامه در كشورهاي مختلف دنيا تجربه شد و گزارش‌هاي اميدبخشي از كارايي اين برنامه منتشر گرديد.

اهميت مهارت‌هاي زندگي
پژوهش‌هاي متعدد نشان داده‌اند كه خود- آگاهي، عزت نفس، و اعتماد به نفس، شاخص‌هاي اساسي توانمندي‌ها و ضعف‌هاي هر انساني هستند (WHO،1994). اين سه ويژگي فرد را قادر مي‌سازند كه فرصت‌هاي زندگي‌اش را مغتنم شمرده، براي مقابله با خطرات احتمالي آماه باشد، به خانواده و جامعه‌اش بيانديشد و نگران مشكلاتي كه در اطرافش وجود دارد بوده و به چاره‌انديشي بپردازد. مهارت‌هاي زندگي به عنوان واسطه‌هاي ارتقاي سه ويژگي فوق‌الذكر در آدم‌ها مي‌توانند فرد و جامعه را در راه رسيدن به اهداف فوق كمك‌ نمايند.


سطوح مهارتهای اصلي زندگي
يونيسف مهارت‌هاي زندگي را در چندين سطح دسته بندي مي‌كند:
سطح اول مهارت‌هاي پايه‌اي و اساسي روانشناختي و اجتماعي هستند. اين مهارت‌ها به شدت متأثر از فرهنگ و ارزش‌هاي اجتماعي مي‌باشند نظير خودآگاهي و همدلي.
سطح دوم مهارت‌هايي هستند كه تنها در شرايط خاص مورد استفاده قرار مي‌گيرند نظير مذاكره، قاطعيت، و حل تعارض.
سطح سوم مهارت‌هاي زندگي كاربردي هستند نظير مبارزه با نقش‌هاي جنسيتي سنتي يا امتناع از سوءمصرف مواد.

ده مهارت اصلی زندگی
1)مهارت تصميم‌گيري : در اين مهارت افراد مي‌آموزند كه تصميم‌گيري چيست و چه اهميتي‌ دارد. آنها همچنين با انواع تصميم‌گيري آشنا شده و مراحل يك تصميم‌گيري را گام به گام تمرين مي‌كنند.
۲) مهارت حل مسئله : اين مهارت عبارت است از تعريف دقيق مشكلي كه فرد با آن روبرو است، شناسايي و بررسي راه‌حل‌هاي موجود و برگزيدن و اجراي راه حل مناسب و ارزيابي فرايند حل مسئله تا به اين ترتيب فرد دچار دغدغه و اضطراب نشود و از راه‌هاي غير سالم براي حل مشكلات خويش استفاده نكند.
۳) مهارت تفكر خلاق : توانايي تفكر خلاق يك مهارت سازنده و پايه براي نيل به ساير مهارت‌هاي مرتبط با سبك انديشيدن است. در اين مهارت افراد فرا مي‌گيرند كه به شيوه‌اي متفاوت بيانديشند و از تجربه‌هاي متعارف و معمولي خويش فراتر روند و تبيين‌ها يا راه‌حل‌هايي را خلق نمايند كه خاص و ويژه خودشان است.
۴) مهارت تفكر نقاد: اين مهارت عبارت است از توانايي تحليل عيني اطلاعات موجود با توجه به تجارب شخصي و شناسايي آثار نفوذي ارزش‌هاي اجتماعي، همسالان و رسانه‌هاي گروهي بر رفتار فردي
۵) توانايي برقراري ارتباط مؤثر : اين مهارت به معناي ابراز احساسات، نيازها و نقطه‌نظرهاي فردي به صورت كلامي و غير كلامي است.
۶) مهارت ايجاد و حفظ روابط بين‌فردي : مهارتي است جهت تعامل مثبت با افراد به ويژه اعضاي خانواده در زندگي روزمره
۷) خود آگاهي : خودآگاهي به معني توانايي و ظرفيت فرد در شناخت خويشتن، و نيز شناسايي خواسته‌ها، نيازها و احساسات خويش است. در اين مهارت فرد همچنين مي‌آموزد كه چه شرايط يا موقعيت‌هايي براي وي فشارآور هستند.
۸) مهارت همدلي كردن : اين مهارت عبارت است از فراگيري نحوه درك احساسات ديگران. در اين مهارت فرد مي‌آموزد كه چگونه احساسات افراد ديگر را تحت شرايط مختلف در ك كند، تفاوت‌هاي فردي را بپذيرد و روابط بين‌فردي خود را با افراد مختلف بهبود بخشد.
۹) مهارت مقابله با هيجانات : شناخت هيجانات و تأثير آنها بررفتار. همچنين فراگيري نحوه اداره هيجانات شديد و مشكل نظير خشم، مهارت مقابله با هيجانات ناميده مي‌شود.
10) مهارت مقابله با استرس : در اين مهارت افراد فرا مي‌گيرند كه چگونه با فشار‌ها و تنش‌هاي ناشي از زندگي و همچنين استرس‌هاي ديگر مقابله نمايند.

عناصر اصلي مهارت‌هاي زندگي
الف) مهارت‌هاي مرتبط با تفكر نقاد يا تصميم‌گيري
ب) مهارت‌هاي بين‌فردي و ارتباطي
ج) مهارت‌هاي مقابله و مديريت فردي

در مهارت‌هاي زندگي هدف نهايي آموزش، تغيير رفتارهاي مشكل‌ساز و ايجاد رفتارهاي جديد و سازگارانه است.