واژه هاي ضروري :

Abdomen: حفره اي در بدن كه حاوي ارگانهاي عمده هضمي و دفعي مي باشد

Abduction:حركتي كه طي آن اندامها از خط وسط دور مي شوند.

Acetabulum :يك فرورفتگي روي سطح خارجي لگن ،‌ جايي كه با سر استخوان راني به محكمي مفصل مي شود.

Adam”s apple : يك برجستگي سفت در قسمت فوقاني حنجره كه توسط غضروف تيروئيد ايجاد مي شودو در مردان بسيار برجسته تر از زنان مي باشد ، سيب آدم

Adduction :حركتي كه طي آن اندامها به خط وسط نزديك مي شود.

Agonal Respirations : تنفس آرام و با فاصله ، كه گاهي اوقات در بيماران در حال مردن ديده مي شود.

Alveoli :كيسه هاي هوايي ريه ها ، كه تبادل اكسيژن و دي اكسيدكربن درآنها اتفاق مي افتد.

Anatomic position :پوزيشن مرجع كه در آن بيمار روبه روي شما ايستاده است بازوهايش در طرفين بدنش قرار داردو كف دستهايش رو به جلو مي باشد.

Angle of luis : لبه اي روي استرنوم است كه دنده دوم به اين ناحيه اتصال مي يابد . و يك علامت راهنماي هميشگي و قابل اطمينان روي قفسه سينه مي باشد

Anterior: سطح قدامي بدن ، سطحي از بدن كه در پوزيشن آناتوميك روبه روي شما مي باشد.

Anterior Superior Iliac spine:برجستگي هاي استخواني لگن ( ايليوم) كه در جلوي قسمت تحتاني شكم در هر دو طرف ، درست زير صفحه نافي قرار گرفته اند.

Aorta: شريان اصلي كه از سمت چپ قلب خارج شده و خون تازه غني از اكسيژن را به سراسر بدن حمل مي كنند.

Apex :نوك يا بالاترين قسمت يك ساختمان.

Appendix : يك ساختمان لوله اي كوچك كه به حاشيه تحتاني سكوم متصل است ودر ربع تحتاني راست شكم قرار گرفته است.

Arteriole : كوچكترين شاخه يك شريان كه به شبكه وسيع مويرگي ختم مي شود.

Atrium: حفره فوقاني قلب.

Autonomic Nervous System: قسمتي از سيستم عصبي كه اعمال غير ارادي بدن نظير هضم و تعريق را كنترل مي كند.

Ball And Socket Joint : مفصلي است كه علاوه بر خم شدن ، امكان چرخش به طرف داخل و خارج را نيز داراست.

Biceps:عضله بزرگي كه در جلوي استخوان بازو قرار گرفته است.

Bilateral: اعضايي از بدن كه در دوطرف خط وسط قرار دارند.

Bile ducts : مجاري كه صفرا را از كبد به روده انتقال مي دهند.

Blood Pressur(BP) : فشاري كه خون طي عبور از شريانها به ديواره شريان وارد مي كند .

Brachial Artery : شريان اصلي اندام فوقاني ، كه خون رساني به بازو را به عهده دارد.

Brain : ارگان كنترل كننده بدن ، مغز ، مركز هوشياري و اعمال مختلف مثل عكس العمل به محركهاي محيط ، حس درك و قضاوت و پاسخ هاي احساسي مي باشد.

Brain Stem : ناحيه اي از مغز بين طناب نخاعي و مغز كه توسط مخچه احاطه شده است ، اعمال حياطي بدن نظير تنفس را كنترل مي كنند ، ساقه مغز

Capillary Vessels : شاخه هاي انتهايي ظريف سيستم شرياني كه تماس بين سلولهاي بافت هاي بدن با پلاسما و گلبولهاي قرمز در ديواره اين عروق ( مويرگها) اتفاق مي افتد.

Carotid Artery :شريان اصلي كه خون رساني به مغز و سر را به عهده دارد.

Carpo Metacarpal Joint: مفصل بين مچ و استخوانهاي متاكارپال.

Cecum :اولين قسمت روده بزرگ كه ايليوم به آن باز مي شود.

Central Nervous System(CNS) : مغزو طناب نخاعي.

Cerebellum : يكي از سه قسمت عمده مغز ، كه گاهي مغز كوچك ناميده مي شود.فعاليت هاي مختلف مغز به ويژه حركات بدن را هماهنگ مي كند . مخچه

Cerebrum : بزرگترين قسمت از سه قسمت مغز كه گاهي اوقات ماده خاكستري ناميده مي شود. كه از چند لوب تشكيل شده است و حركات بدن ، حس شنوايي ، حس تعادل ، تكلم ، حس بينايي، احساسات و شخصيت را كنترل مي كند.

Cervical Spine : قسمتي از ستون مهره ها كه از هفت مهره اول تشكيل شده است و در گردن قرار مي گيرد ،‌ ( ستون مهره هاي گردني )

Circulatory System :سيستمي از لوله هاي متصل به هم شامل شريانها ، شريانچه ها ، مويرگها ، وريدچه ها و وريدهاكه خون ، اكسيژن ، مواد مغزي ، دي اكسيد كربن و فراورده هاي زايد سلولي را در بدن انتقال مي دهد.

Clavicle : استخوان يقه اي ، در قسمت لترال استرنوم و مديال اسكاپولا ( كتف) قرار گرفته است.

Coccyx: سه يا چهار مهره انتهايي ستون فقرات ، استخوان دنبالچه

Connecting Nerves : اعصابي كه اعصاب حسي ، حركتي را به يكديگر ارتباط مي دهند.

Costal Arch: يك قوس غضروفي كه انتهاهاي دنده هاي ششم تا دهم را به قسمت انتهايي استرنوم متصل مي كند.

Costo Vertebral Angle: زاويه اي كه كه در محل اتصال دنده دهم به ستون فقرات تشكيل مي شود.

Cranium: جمجمه ، ناحيه اي از سر كه در بالاي گوشها و چشم ها قرار گرفته است.

Cericoid Cartilage : لبه غضروفي كه قسمت تحتاني حنجره را تشكيل مي دهند.

Crico Thyroid Membrane: لايه نازكي از فاسياكه غضروفها ي تيروئيد و كريكوئيد حنجره را به يكديگر متصل مي كند.

Deep: عمق بدن ، دورتر از پوست

Dermis : لايه داخلي پوست ، كه حاوي فوليكولهاي مو، غدد عرق ، پايانه هاي عصبي ، و عروق خوني مي باشد.

Diaphragm: يك گنبد عضلاني در قسمت تحتاني قفسه سينه كه حفره توراكس را از حفره شكم جدا مي كند . انقباض ديافراگم (و عضلات ديواره قفسه سينه) ، هوا را به درون ريه ها مي كشاند. در مرحله استراحت اين عضلات ، هوا از ريه ها به بيرون رانده مي شود.

Diastole : زمان استراحت قلب به ويژه بطن ها .

Digestion: هضم ، عملكردي كه طي آن مواد تغذيه كننده سلولهاي بدن فراهم مي شوند.

Distal: ساختمانهايي كه دورتر از تنه هستند يا به انتهاي آزاد اندامها نزديكترند.

Dorsal : سطح خلفي بدن، مثل پشت دست.

Dorsalis Pedis Artery: شرياني كه در سطح قدامي پا ، بين متا تارس اول و دوم قرار گرفته است .

Endocrin System : سيستم كنترلي پيچيده اي است كه در بسياري از اعمال بدن دخالت دارند و هورمونها را آزاد مي كند.

Epidermis : لايه خارجي تر پوست ، از سلولهاي چسبيده به هم تشكيل شده است تا لايه پوشاننده ضد نفوذ آب را براي بدن ايجاد كنند.

Epiglottis : دريچه برگي شكل ظريفي كه اجازه عبور هوا به درون ناي را مي دهد ولي از ورود آب و غذا به ناي جلوگيري مي كند.

Esophagus : لوله قابل ارتجاعي كه از حلق تا معده امتداد دارد . انقباضات عضلات ديواره مري ، غذا و مايعات را به طرف معده پيش مي برد .

Extend :كشيده شدن ، امتداد داشتن

Fallopian Tube : لوله ظريف و طويلي است كه از رحم تا ناحيه اي از تخمدان همان طرف امتداد دارد و از طريق آن تخمك از تخمدان به رحم مي رسد.

Fascia :ورقه اي از بافت همبند فيبروكه در عمق پوست قرار دارد و لايه خارجي عضلات را تشكيل مي دهند.

Femoral Artery : شريان اصلي ران ، كه ادامه شريان ايلياك خارجي مي باشد. خونرساني به ديواره تحتاني شكم ، اعضاي دستگاه تناسلي خارجي ، و پاها را به عهده دارد . در ناحيه كشاله ران قابل لمس مي باشد.

Femoral Head :انتهاي پروگزيمال استخوان ران ، كه با استابولوم مفصل شده و مفصل هيپ را تشكيل مي دهد.

Femur: استخوان راني، طويل ترين و يكي از قوي ترين استخوانهاي بدن.

Flex : خم شدن

Floating ribs : دنده يازدهم و دوازدهم كه از طريق قوس دنده اي به استرنوم متصل نمي باشند.

Foramen Magnum :سوراخ بزرگي در كف جمجمه ، كه از طريق آن مغز به نخاع متصل مي شود.

Fowlers Position: پوزيشني كه درآن ، بيمار روي زانوهاي خم شده اش ، نشسته است (پوزيشن شكار)

gall Bladder : كيسه اي در قسمت تحتاني كبد كه صفرا را از كبد مي گيرد و آن را از طريق مجراي صفراوي مشترك به دئودنوم تخليه مي كند.

Genital System : سيستم توليد مثلي زنانه و مردانه

Greater Trochanter :برجستگي استخواني روي قسمت جانبي فوقاني استخوان ران ، درست در زير مفصل هيپ.

Hair Follicles : ارگانهاي كوچكي در پوست ، كه مو را توليد مي كنند.

Heart :ارگان عضلاني تو خالي كه خون رااز وريد ها گرفته وآن را به درون شريانها پمپ ميكند.

Heart Rate(Pulse) : موج فشاري كه توسط انقباض قلب ايجاد شده و خون را با فشار به درون شريانها مي راند، تعداد انقباضات قلب در دقيقه ، نبض

Hing Joint :مفاصلي كه فقط مي توانند خم شوند و باز شوند ، قدرت چرخش ندارند . اين مفاصل ، حركت را به يك صفحه محدود مي كنند.

Humeral :استخوان حمايت كنندة بازو

Hypoxic Drive:سيستم برگشتي براي كنترل تنفس كه با كاهش سطح اكسيژن خون تحريك مي شود.

Iliac Crest:حاشيه يا بال استخوان لگن

Ilium: يكي از سه استخوان تشكيل دهنده لگن

Inferior:هرقسمت از بدن كه به پاها نزديك ترباشد ، تحتاني تر

Inferior Venacava: يكي ازدووريد بزرگ بدن كه خون راازاندامهاي تحتاني ، لگن و حفره شكم به قلب مي برد.

Inguinal Ligament :رباط سفت و فيبروزه اي كه بين لبه خارجي سمفيز پوپيس و خار لگني قدامي فوقاني كشيده شده است.

Involuntary Muscle: عضلاتي غير ارادي ، عضلاتي كه انقباض آنها تحت كنترل فرد نمي باشد.

Ischium : يكي از سه استخوان تشكيل دهنده لگن

Joint(Articulation) : جايي كه انتهاي دو استخوان با يكديگر تماس مي يابند ، مفصل

Joint Capsule :كيسه فيبرو با پوششي از ماده سينويال كه مفصل را مي پوشاند.

Kidneys:دوارگان خلف صفاقي كه محصولات نهايي متابوليسم را به شكل ادرار ترشح مي كنند و محتواي آب و نمك بدن را تنظيم مي كنند.

Large Intestine : قسمتي از لوله گوارش كه در محيط، دور تا دور روده كوچك قرار گرفته است . و از سكوم ،كولون وركتوم تشكيل شده است ، رودة بزرگ

Ligament : باندي از بافت فيبرو ، كه دو استخوان را به يكديگر متصل ميكند . همچنين حمايت و تقويت مفصل را نيز به عهده دارد.

Liver : ارگان توپر بزرگ بدن كه در ربع فوقاني راست شكم درست زير ديافراگم قرار مي گيرد.كبد صفرا را ترشح مي كند ، قند را ذخيره مي كند تا در مواقع نيازفوري بدن استفاده شودو مواد زيادي را توليد مي كند كه به تنظيم پاسخ هاي ايمني بدن كمك مي كنند.

Lumbar Spine: قسمت تحتاني پشت ، كه ا ز پنچ مهره تحتاني غير متصل ستون مهره اي تشكيل شده است همچنين مهره هاي كمري نيز ناميده مي شود.

Lumbar Vertebrae : مهره هاي تشكيل دهنده ستون مهره هاي كمري.

Mandible: استخوان فك تحتاني

Manubrium : يك چهارم فوقاني استخوان جناغي ( استرنوم ).

Mastoid Procsess: يك برجستگي استخواني در قاعده جمجمه در پشت گوش.

Maxillae :استخوانهاي فك فوقاني كه در تشكيل حفره اوربيت ( كاسه چشم ) ، حفره بيني و كام نيز دخالت دارند و دندانهاي فوقاني روي آن قرار دارند.

Medial :قسمتي از بدن كه به خط وسط بدن نزديكترست .

Midaxillary Line: يك خط عمودي فرضي كه از وسط حفره زير بغل ، موازي با خط وسط بدن كشيده مي شود.

Mid Clavicular Line : يك خط عمودي فرضي كه از يك سوم مياني استخوان كلاويكول ، موازي با خط وسط بدن كشيده مي شود.

Mid Line: يك خط عمودي فرضي كه از وسط پيشاني ، بيني و ناف مي گذرد.

Motor Nerves : اعصابي كه اطلاعات را از سيستم عصبي مركزي به عضلات بدن منتقل مي كنند.

Mucus Membrane : پوشش حفرات و لوله هاي بدن كه به شكل مستقيم يا غير مستقيم با محيط خارج از بدن در ارتباط مي باشد . ، غشاهاي مخاطي

Mucus :ترشحات چسبنده كدر غشاهاي مخاطي ، كه منافذ بدن را لغزنده مي كند.

Musculo Skeletal System: استخوانها و عضلات ارادي بدن .

Myocardium : عضله قلب

Naso Pharynx: قسمتي از حلق كه بالاتر از كام يا سقف دهان قرار مي گيرد.

Nervous System : سيستمي كه نظم تمام فعاليتهاي بدن چه ارادي و چه غير ارادي را كنترل مي كند.

Occiput: خلفي ترين قسمت جمجمه

Orbit : حفره چشم ، كه از استخوانهاي ، ماگزيلا و زيگوما تشكيل شده است.

Oropharynx: ساختمانهاي لوله اي كه به شكل عمودي از عقب حفره دهان تا مري و ناي كشيده شده است .

Ovary :غدد زنانه كه هورمونهاي جنسي زنانه و سلول تخمك را توليد مي كنند ، تخمدان .

Palmar: قسمت قدامي دست ،‌كف دست

Pancreas: ارگان توپر مسطح كه در زير كبد و معده قرار دارد و منبع اصلي توليد آنزيم هاي هضمي و هورمون انسولين مي باشد.

Parietal Regions: ناحيه اي از جمجمه كه بين استخوانهاي تمپورال واكسي پتيال قرار دارد.

Patella:استخوان ويژه اي كه درون تاندون عضله چهار سر ران قرار گرفته است ،‌كشكك زانو

Perfusion: گردش خون درون ارگان يا بافت به مقدار كافي ، ‌تا نيازهاي معمول سلولها را بر آورده سازد.

Peripheral nervous System:قسمتي از سيستم عصبي كه از 31 زوج اعصاب نخاعي و 12 زوج اعصاب مغزي تشكيل شده است . اين اعصاب محيطي ممكن است ، اعصاب حسي ، حركتي يا ارتباطي باشند.

Peristaltism : انقباضات موجي شكل عضلات صاف ديواره حالبها و ساير ارگانهاي لوله اي شكل بدن كه منجر به حركت محتويات درون آنها به سمت جلو مي شود.

Pinna :قسمت خارجي قابل ديدن گوش

Plantar : كف پا

Plasma : مايع زرد چسبناك كه سلولهاي خوني و مواد غذايي را حمل مي كند و مواد زايد سلولي را به ارگانهاي دفعي مي برد.

Platelets:اجزاي كوچك ديسكي شكل كه بسيار كوچكتر از سلول مي باشند ، براي تشكيل اوليه لخته خوني ضروري مي باشند تا منجر به توقف خونريزي شوند ، پلاكت

Pleura: غشاي سروزي كه ريه ها وحفره توراكس را مي پوشاند و فضاي بالقوه اي را ايجاد ميكند كه فضاي پلور نام دارد.

Pleural Space: فضاي بالقوه اي كه بين پلور احشايي و جداري وجود دارد . به اين دليل بالقوه نام داردكه در شرايط عادي ، اين فضا توسط ريه ها پر شده است و مايع ندارد.

Posterior: سطح خلفي بدن ، سطحي از بدن كه در پوزيشن آناتوميك دورتر از شماست .

Posterior Tibial Artery:شرياني كه در خلف قوزك داخلي قرار گرفته است و خونرساني به پا را به عهده دارد.

Periapism : مستقيم شدن دردناك و ممتدآلت مردانه كه به دليل برخي بيماريها و صدمات جدي ستون فقرات ايجاد مي شود.

Prone Position :پوزيشني كه در آن فرد خوابيده است ، در حاليكه صورتش روبه پايين مي باشد.

Prostate Gland : غده كوچكي كه مجراي ادراري مردانه را در محل خروجش از مثانه احاطه كرده است و قسمتي از مايع انزال را ترشح مي كند.

Proximal: ساختمانهايي كه به تنه نزديك تر مي باشند.

Pubic Symphysis : برجستگي استخواني سفتي كه در خط وسط تحتاني ترين قسمت شكم لمس مي شوند.

Pubis: يكي از سه استخوان تشكيل دهنده لگن .

Pulmonary Artery :شرياني اصلي كه از بطن راست قلب خارج شده و خون بدون اكسيژن را از قلب به ريه ها مي برد.

Pulmonary Vein : چهار وريد كه خون غني از اكسيژن را از ريه ها به دهليز چپ قلب بر مي گردانند.

Quadrant: روشي براي توصيف نواحي مختلف شكم ، و خط فرضي كه يكديگر را در ناف قطع مي كنند ، شكم را به چهار ربع مساوي تقسيم مي كنند كه به هر ربع يك كوادرانت گفته مي شود.

Radial Artery : شريان اصلي ساعدكه در طرف شصت ، درمچ دست لمس مي شود.

Radius :استخوان ساعد كه در طرف شصت دست قرار دارد.

Rectum :انتهايي ترين قسمت روده بزرگ .

Red Blood Cell:گلبول قرمز ، كه اكسيژن را به بافتهاي بدن مي رساند

Renal Pelvis : لگنچه كليه ، ناحيه جمع كننده مخروطي شكلي كه حالب را به كليه متصل مي كند.

Respiratory System :ساختمانهايي از بدن كه در عملكرد تنفسي شركت دارند و شامل راههاي هوايي فوقاني و تحتاني و قسمت هاي وابسته به آنها مي باشد.

Retro Peritoneal:پشت حفره شكم ، خلف صفاقي.

Sacrum: يكي از سه استخوان تشكيل دهنده لگن ، كه از پنچ مهره خاجي كه به يكديگر جوش خورده اند تشكيل شده است

Salivary Glands : غددي كه بزاق ترشح مي كنند تا دهان و حلق را مرطوب نگه دارد ، غدد بزاقي

Scalp: پوست ضخيمي كه جمجمه را پوشانده است و معمولاً حاوي مو مي باشد.

Scapula : استخوان شانه ( كتف)

Sebaceous Gland : غددي كه ماده روغني با نام سبوم ترشح مي كنند كه در طول ساقه مو تخليه مي شود.

Semen:مايع مني كه حاوي اسپرم ميباشد.

Seminal Vesicles: كيسه هاي ذخيره اسپرم و مايع مني كه به درون مجراي ادراري داخل پروستات تخليه مي شوند.

Sensory nerves: اعصابي كه حواس لامسه ، چشايي ،گرما و سرما و درد را از بدن ، به سيستم عصبي مركزي انتقال مي دهند.

Shock Position : پوزيشني كه در آن سر و تنه در خط مستقيم قرار گرفته و اندامهاي تحتاني 8تا12 درجه بالاتر آورده شده اند كه اين پوزيشن به افزايش جريان خون مغز كمك مي كند ، نام ديگر آن پوزيشن اصلاح شده ترند لنبورگ مي باشد.

Shoulder Girdle : قسمت پروگزيمال اندام فوقاني كه از استخوانهاي كلاويكول ، اسكاپولاو هومروس تشكيل شده است ، كمربند شانه اي

Skeletal Muscle: عضله اي كه به استخوان متصل است و معمولاً در تشكيل حداقل يك مفصل شركت مي كند ، عضله ارادي يا مخطط.

Skeleton : چهار چوب بدن كه شكل بدن ما را مي سازد ، همچنين منجر به حركات بدن و حفاظت از ارگانهاي حياتي مي شود.

Small Intestine: قسمتي از لوله گوارش كه بين معده و سكوم قرار گرفته است و از دئودنوم ، ژژنوم و ايلئوم تشكيل شده است

Smooth Muscle: عضله غير مخطط ، غير ارادي ، در ديواره لوله گوارش و تقريباً تمام ارگانها وجود دارد تا فعاليت هاي خودكار را تنظيم كند.

Somatic Nervous System: قسمتي از سيستم عصبي كه فعاليتهاي ارادي بدن را كنترل مي كند.

Spinal Cord : امتداد مغز است و تقريباً تمام اعصابي را شامل مي شودكه پيامها رابين مغز و ساير نقاط بدن منتقل مي كنند و داخل كانال مهره اي قرار گرفته است ،‌طنابهاي نخاعي

Sterno Cleido Mastoid Muscle : عضله اي كه در هر طرف گردن قرار گرفته است و اجازه مي دهد كه سرحركت كند ، عضله استرنوكليد و ماستوئيد .

Striated Muscle: عضله اي كه زير ميكروسكوپ نماي مخطط دارد .عضله ارادي يا اسكلتي

Sub Cutaneous Tissue : بافت حاوي چربي كه زير درم قرار دارد و به عنوان عايق بدن عمل مي كند .

Super Ficial : نزديكتر به پوست

Superior Venacava : يكي از دو وريد بزرگ بدن كه خون را از اندامهاي فوقاني ، سر و گردن و قفسه سينه به قلب مي آورد .

Supine Positions : پوزيشني كه در آن فرد طوري دراز كشيده است كه صورتش روبه بالا مي باشد.

Sweat glands : غددي كه عرق را ترشح مي كنند.

Systole: مرحله انقباضي قلب و به ويژه انقباض بطن ها .

Temporal Regions : قسمت هاي طرفي در هر طرف جمجمه .

Temporomandibular Joint : مفصل بين استخوان منديبول و استخوان تمپورال جمجمه كه در قسمت جلوي هر يك از گوشها قرار گرفته است .

Testis : بيضه ، غدد تناسلي مردانه كه هورمون جنسي مردانه و اسپرم را توليد مي كند.

Thorasic Cage: قفسه سينه

Thorasic Spine : 12 مهره كه بين مهره هاي گردني و مهره هاي كمري قرار دارند . مهر هاي سينه اي ، يك جفت دنده به هر يك از مهره هاي سينه اي متصل مي شود.

Thorax: حفره قفسه سينه كه حاوي قلب ، ريه ها ، مري و عروق بزرگ ( آئورت و وناكاوا ) مي باشد.

Thyroid Cartilage : برجستگي محكم غضروفي كه قسمت فوقاني حنجره را تشكيل مي دهد . و سيب آدم نيز نام دارد ، ‌غضروف تيروئيد .

Tibia : استخوان بزرگ تر ساق پا .

Topographic Anatomy :علايم راهنماي سطح بدن كه نشانه ارگانهايي هستند كه درزير آنهاقرار گرفته اند.

Torso : تنه بدون سر و اندامها.

Trachea: ناي ، ساختمان اصلي عبور هوا به درون ريه ها و خروج هوا از ريه ها .

Trendelen Burgs Position : پوزيشني كه در آن فرد در حالت سوپاين دراز كشيده است ،ولي سر پايين تر از پاهاقرارگرفته اند.

Triceps: عضله اي كه در خلف بازو قرار دارد ، عضلة سه سر بازو

Ulna : استخوان سطح داخلي ساعد كه طرف مقابل شصت دست قرار دارد .

Ulnar Artery : يكي از دو شريان اصلي ساعد كه در مچ دست در قاعده انگشت پنجم دست قابل لمس مي باشد.

Ureter : حالب ، لوله كوچك تو خالي كه ادرار را از كليه ها به مثانه مي برد .

Urethra : مجراي ادراري ، كانالي كه ادرار را از مثانه به خارج از بدن حمل مي كند.

Urinary Bladder : مثانه ، كيسه اي كه در پشت سمفيزپوبيس قرار گرفته است و از عضله صافي تشكيل شده است كه ادرار را جمع آوري و ذخيره مي كند.

Urinary System: شامل ارگانهايي است كه خون را از مواد زايد سلولي تصفيه كرده و ادرار را ترشح مي كنند.

Vagina : لوله عضلاني قابل اتساع ، كه رحم را به قسمت خارجي سيستم تناسلي مرتبط مي كند و كانال زايمان نيز نام دارد ، واژن

Vasa Deferan: مجراي اسپر ماتيك بيضه ها كه وازادفران نيز نام دارد.

Ventral :سطح قدامي بدن .

Ventricle : حفره تحتاني قلب ، بطن .

Vertebrae : مهره ، 33 استخواني كه ، ستون مهره اي را مي سازند.

Voluntary Muscle : عضله اي كه تحت كنترل ارادي مغز مي باشد و هر زماني كه بخواهيم مي تواند منقبض يا منبسط شود. عضله اسكلتي يا غطط نيز نام دارد.

White Blood cell : سلولهاي خوني كه در مكانيسم هاي دفاعي بدن عليه عفونت نقش دارند گلبول سفيد نيز ناميده مي شوند.

Xiphoid Process : نوك غضروفي باريك قسمت تحتاني استرنوم.

Zygomas : استخوان چهار گوش گونه ، كه با استخوان فرونتال ، ماگزيلا و زائدة زيگوماتيك و استخوان تمپورال جمجمه و بال بزرگ اسفنوئيد مفصل مي شود.