آنچه براي بيماران سرطاني مهم است: گزارشی از یک مطالعه کیفی

 شمسي راحمي

چكيده

مقدمه: سرطان به عنوان يكي از بيماري هاي شايع غير عفوني در كشور هاي در حال توسعه رو به افزايش مي‌باشد. اطلاعات متعددي در مورد شناخت سرطان، معالجات مختلف آن و مراقبت‌هاي پرستاري وجود دارد. ليكن اين بررسي خواسته‌ها و آنچه كه براي اين بيماران علاوه بر درمان سرطان اهميت دارد را ارایه مي‌دهد. مواد و روش کار: در اين مطالعه كيفي تعداد 30 مددجوي 40 سال به بالا با بيماري سرطان همراه با مشاهده و مصاحبه با پرسشنامه نيمه سازمان يافته و مددجو محور مورد بررسي قرار گرفتند. از هر مددجو 5 مرتبه ويزيت به عمل آمد و مصاحبه‌ها ضبط گرديد. نتيجه مشاهدات رفتارهاي غير كلامي و كلامي و پرسش سؤالات نيز يادداشت مي‌شد. در پرسشنامه علاوه بر اطلاعات دموگرافيك خواسته‌ها و آنچه كه براي مددجويان اهميت داشت بر حسب مدل زندگي راپر ثبت گرديد. روایي فرم مصاحبه از طريق مطالعه كتب، مجلات، افراد متبحر و مدل راپر و تئوري توانمند سازي لاشينجر تعيين گرديد. پايايي پرسشنامه از طريق مطالعه راهنما و كاربرد آن در 4 مددجوي سرطاني تعيين گرديد تا از تفسير نيازهاي عنوان شده اطمينان به دست آيد. نوشته‌هاي نوار ضبط شده و نوشته‌هاي محقق مورد آناليز قرار گرفت. با چندين مرتبه مرور كردن اطلاعات حاصله، مفاهيم و نيازها مشخص شدند، سپس اطلاعات بر اساس مفاهيم و نيازها طبقه بندي گرديد و يك Corresponding code بين مفاهيم به دست آمد. اطلاعات حاصل از آناليز با مدل راپر مقايسه گرديد تا كاربرد اين مدل مشخص گردد.

 یافته‌ها: نتايج به دست آمده حاكي از آن است كه يكي از مشكلات اين مددجويان بروز احساسات و بحث در مورد نيازهايشان مي‌باشد. متوسط سن مددجويان 51 سال و نسبت زن به مرد 3 به 2 بود. كليه مددجويان به درمان خود ادامه مي‌دادند و مفاهيم و خواسته‌هايي كه عنوان كردند عدم اطمينان به آينده بود كه به صورت اشكال در برنامه ريزي و تصميم گيري اظهار مي‌كردند. نيازهاي ديگر آنان تضاد در هويت داشتند كه به صورت نداشتن انرژي و توانمندي كافي و به صورت تضاد در احساس و رفتار نشان داده مي‌شد. نياز ديگر آنان ايزوله شدن بود كه به صورت احساس مبهم از خود، عدم اعتماد به نفس و نداشتن كنترل كافي بر فعاليت‌هاي زندگي نشان داده مي‌شد.

بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده در این مطالعه مشخص گردید در اين مددجويان عدم توانمندي باعث مي‌شد كه از فرصت‌ها و توانایي‌هاي خود در حدي كه وجود داشت به نحو كامل استفاده ننمايند. لازم است بررسي كيفي با تعداد زيادتر مددجو صورت گيرد تا بتوان برنامه خاص مراقبت جامع از آنان را براي بخش‌هاي اُنكولوژي تنظيم نمود.

واژه‌های کلیدی: سرطان، آناليز محتوايي، نامطمئن بودن، تضاد در هويت، ايزوله شدن