حمل و نقل بيمار


نويسنده : محمد علي خوشنويس -مهناز ميريان

مقدمه
در برخورد با حوادث ، بايد به موارد خطر در صحنه حادثه ، وضعيت مصدومين چگونگي دستيابي به  آنان و دسته بندي از نظر اولويت كمكهاي اوليه توجه خاصي مبذول داشت . در حوادث بزرگي مانند زلزله ، بمباران و غيره به علت وجود تعداد زياد مجروحين ، و بدليل ضرورت رسيدگي فوري ، بايد نيازها و اوليتها در نظر گرفته شود . مصدومان را مي توان از نظر شدت ضرورت رسيدگي فوري طبقه بندي كرد :

دسته اول : مجروحان با صدمه شديد به قفسه سينه ، شكم و مغز كه نياز به رسيدگي فوري دارند .

دسته دوم : مصدومان با ضربات شديد مثل ضربات وارد به شكم كه نياز به مراقبت كامل و سريع دارند .

دسته سوم : مصدوماني كه دچار زخمهاي باز و خونريزي محدود ، ، شكستگي بسته و سوختگي كمتر از ده درصد شده اند .

دسته چهارم : افراد با آسيبهاي جزيي چون كوفتگي و بريدگي كوچك .

راهنماي كلي در انتقال مصدومين
1-      قبل از انتقال ، مصدوم ارزيابي مي شود و سپس كمكهاي مورد نياز چون بازنگهداشتن راه هوايي ، مهار خونريزي ، ثابت نگهداشتن شكستگي ها ، پانسمان موقت زخم ، رفع شوك و گرم نگهداشتن مصدوم انجام مي گيرد .

2- وضعيت علايم حياتي و پايداري كردن انها مهمتر از نتقال سريع است . انتقال سريع تنها در شرايطي كه خطر جدي است و حال مصدوم و امدادگر را تهديد مي كند ، انجام مي شود .

3-  در انتخاب روش حمل بايد توجه داشت كه صدمه بيشتري به مصدوم وارد نشود .

4- در موارد ضربه ها بايد به فكر ضايعات نخاعي بود و مصدوم بايد با احتياط كامل حمل شود .

5- بدن بيمار در مدت انتقال حتي الامكان طراز باشد و به صورت افقي حمل شود . در هر شرايطي محل بيمار بايد در مسير محور بدن انجام گيرد تا از نخاع ( در صورت صدمه احتمالي ) به بهترين وجه مراقبت به عمل آيد .

6- هميشه پاهاي بيمار در سمت جلو قرار مي گيرد مگر در بالا رفتن از بلندي ، پله و ارتفاعات كه سر در قسمت جلو قرار مي گيرد .

7- نفرات عقبي بايد حركت نفرات جلويي را به دقت مشاهده كنند و حركات خود را با آنها هماهنگ نمايند تا يكنواختي و سهولت در كار انجام گيرد .

8- در انتخاب روش حمل علاوه بر وضعيت مصدوم بايد به وزن بيمار ، توانايي جسمي فرد حمل كننده و مسافتي كه بميار بايد حمل گردد ، توجه شود .

 

انواع روشهاي حمل
حمل بيمار بطور معمول از محيط حادثه به محيط بهتر براي انجام مراقبتهاي اوليه انجام مي گيرد . حمل بيمار مي تواند به وسيله يك يا دو ، يا چند نفر انجام گيرد و بستگي به شرايط بيمار و تعداد نيروي امداد در دسترس دارد . روشهاي حمل در ذيل توضيح داده مي شود .

روش حمل بوسيله يك نفر
شيوه كشيدن : در اين روش بدون بلند كردن ، مصدوم را روي زمين مي كشند . دو دست مصدوم روي سينه اش قرار مي گيرد و سپس امدادگر با زانوزدن در پشت سر و گرفتن دست از زير بغل او را به عقب مي كشد .(شكل 1 )

كمك به مصدوم در راه رفتن
در اين روش براي حمايت از مصدومين هشيار كه مي توانند راه بروند استفاده مي شود . براي انجام آن ابتدا در سمت آسيب ديده بدن مصدوم ايستاده سپس دست مصدوم روي گردن فرد امدادگر قرار مي گيرد . امدادگر دست ديگر خود را پشت كمر بيمار مي گيرد . امدادگر دست ديگر خود را پشت كمر بيمار مي گيرد و او را در راه رفتن كمك مي كند .( شكل 2 )

حمل مصدوم به پشت
در موارديكه مصدوم سبك و هوشيار باشد ، از اين روش استفاده مي شود . دستهاي مصدوم روي شانه قرار مي گيرد و با دست ديگر لباس او را محكم گرفته و برپشت كشيده مي شود .( شكل 3 )

حمل به روش آتش نشان
در اين روش ابتدا مصدوم را به حالت سرپا گرفته و دستهاي امدادگر زير بغل مصدوم قرار مي گيرد ؛ سپس او را بلند كرده و بر روي شانه هاي خود مي اندازد در اين حالت دست چپ آزاد خواهد بود .

حمل بوسيله دونفر
حمل دو نفره بيمار به فرم نشسته : دو نفر نزديك به باسن بيمار قرار مي گيرند دو دست افراد كمك كننده پشت كمر و زير زانو قفل مي شود و بيمار به شكل نشسته در بغل افراد كمك كننده قرار مي گيرد . در صورت امكان بيمار بازوانش را به گردن افراد كمك كننده براي حمايت بيشتر مي اندازد .

حمل مصدوم با صندلي : در اين روش از صندلي براي حمايت از وزن بيمار استفاده شود . در اين روش نفر اول پشت بيمار قرار گرفته و دسته هاي صندلي را به طوري مي گيرد كه با بازوانش بيمار را حمايت كند و فرد دوم پشت به بيمار و پايه هاي صندلي را مي گيرد و دو نفر با كمك يكديگر صندلي را بلند مي كنند.( شكل 6 )

حمل بوسيله سه نفر
در اين روش امدادگران در دو سمت مصدوم قرار مي گيرند و با استفاده از دو دست او را بلند كرده و منتقل مي كنند ؛ در اين شيوه يك نفر سر و گردن ، نفر ديگر تنه و نفر سوم لگن و پاها را نگه مي دارد .

انتقال مصدوم
انتقال مصدوم به طور كلي به دو روش زميني و هوايي صورت مي گيرد سازه هايي كه در اين دو روش بكار مي آيند ، به ترتيب آمبولانس ، بالگرد و هواپيما هستند . اين سازه ها بسته به وضعيت بحراني بيمار و مدت زمان رسيدن به مركز درماني ، امكان ارايه تدابير حين انتقال ، امكان همراهي پرسنل متخصص و وسايل مورد نياز ، امنيت و كم كردن عوارض انتقال و بالاخره در دسترس بودن وسيله و هزينه انتقال استفاده مي شود . بايد توجه شود كه وضعيت بيمار در اين دوره بسيار متغير است و هر نوع وسيله اي كه انتخاب مي شود ، بايد زمان رسيدن به بيمارستان و يا اولين مركز درماني را كوتاه كند و در ضمن براي بيمار خطر كمتري داشته باشد .

آمبولانس
امبولانس وسيله اي است كه براي انتقال زميني مورد استفاده قرار مي گيرد ؛ اين وسيله در مقايسه با روشهاي ديگر بسيار كم هزينه بوده و در هر شرايط آب و هوايي قابل استفاده است . آمبولانس بيشتر براي انتقال بيماران با وضعيت پايدار و براي مسافتي كمتر از 56 كيلومتر در نظر گرفته مي شود . در انتقال هوايي نيز براي حمل بيمار از فرودگاه به مركز درماني از آن استفاده مي شود .

يكي ديگر از امتيازات آمبولانس اين است كه امكان اعمال تدابير حياتي در حين انتقال براي بيمار بيشتر است ؛ علاوه بر آن براي اجراي اين تدابير چندين نفر از گروه درماني مي توانند با بيمار همراه شوند و از وي مراقبت به عمل آورند . اما با اين وجود ، مشكلاتي چون سرعت كم ، تاخي در رسيدن به مركز درماني به علت مشكل ترافيك جاده اي مي تواند جان بيماران بد حال را در معرض خطر قرار دهد . در كنار آن خرابي و عدم قدرت حركت اين وسيله در جاده هاي صعب العبور امكان تصادف و ساير خطراتي را كه در مسير اين وسيله نقليه قرار خواهد گرفت ، نبايد از نظر دور داشت .

 بالگرد
براي انتقال هاي اورژانسي كه استفاده از آمبولانس به علت سرعت كم مي تواند مشكل آفرين باشد ، استفاده از بالگرد مفيد است . بالگرد با سرعتي معادل 270 كيلومتر در ساعت و توانايي حركت به هر نقطه مي تواند در حفظ زمان انتقال بيمار حائز اهميت باشد و از طرفي بالگرد قادر است در مناطق صعب العبور همچون جاده هاي ناهموار و نقاط كوهستاني به راحتي حركت كند . كوچك بودن كابين بالگرد در مقايسه با هواپيما امكان انجام تدابير را براي بيمار محدود مي كند . محدوديت وزن قابل انتقال براي بالگرد مانع از اين مي شود كه ديگر اعضاء تيم درمان و يا وسال اضافي مورد نياز به همراه بيمار فرستاده شود . از طرفي موقعيتهاي آب و هوايي نامناسب مانند سرما ، مه و يا طوفان ، انتقال به وسيله بالگرد را غير ممكن مي سازد . وجود ارتعاش و سر و صداي زياد در مقايسه با هواپيما مشكلات ديگري است كه مي تواند در مراقبت از بيمار تاثير منفي داشته باشد .

هواپيما
از هواپيما بيشتر در موارد زير استفاده مي شود :

الف) حين عمليات و روزهاي بعد از عمليات بمنظور سرعت در تخليه مجروحين از مراكز درماني منطقه و شهرهاي محوري جبهه .

ب ) مجروحيني كه نياز به اعمال جراحي متعدد و سرويس هاي درماني ويژه دارند .

ج ) انتقال مجروحين سرپايي در مواقعي كه تراكم مجروحين كم بوده و نياز به استفاده بهينه از مراكز مربوطه است .

اعزام با هواپيما از طريق ستادهاي انتقال مجروحين مستقر در فرودگاهها كه زير نظر تيپ امداد انتقال انجام وظيفه مي كنند ، صورت مي گيرد . در جنگ ايران و عراق در جبهه هاي جنوب و غرب ستادهاي اعزام مجروحين بصورت تيپ امداد و انتقال انصار داير شده بود .

نوع هواپيما يي كه براي انتقال استفاده مي شود ، بستگي به شرايط و منطقه مورد نظر دارد و عمدتاً در جنگ از هواپيماهاي مسافربري بوئينگ ، فرنشيپ و سي – 130 استفاده مي شد .

1- اعزام با هواپيماي بوئينگ : اين نوع هواپيماها در اختيار نيروي هوايي و هلال احمر است كه ممكن است از شركتها در اختيار گرفته شده باشد . با توجه به اينكه صندلي هاي اين نوع هواپيماها را بر مي دارند ، فضاي خيلي مناسبي براي قرار دادن برانكارد بوجود مي ايد ، با اين نوع هواپيماهها حدود 180 برانكارد همراه سيصد نفر مجروح سرپايي را مي توان اعزام نمود .

 

محاسن اين نوع هواپيما :
1-      بعلت اينكه برانكاردها بصورت چند طبقه روي هم قرار نمي گيرند و نور كافي وجود دارد ، هم پرستاران پرواز و امداد گران و هم مجروحان احساس آرامش بيشتري دارند .

2-  انتقال تعداد زياد مجروح برانكاردي و سرپايي .

معايب
1-      به دليل اينكه در هر فرودگاهي نمي توانند فرود آيند ، از كارآيي آنها كم مي كند .

2- نيروهاي تخليه مجروح با توجه به پيمودن تعداد زياد پله ها ( حدود سي پله ) براي سوار و پياده كردن دچار خستگي مي شوند و نيز درصد ايمني انتقال را پايين مي اورد و در نيتجه نيروي زيادي را مي طلبد.

3-  بعلت وجود پله هاي زياد و سراشيبي هاي تند آن به مجروح فشار وارد مي شود .

4- به دليل عريض نبودن در ورودي و پله ها نمي توان با سرعت زياد انتقال به داخل را انجام داد كه در نتيجه زمان زيادي را مي طلبد .

2- هواپيماي فرنشيپ

با اين هواپيما حدود 28 برانكارد و ده مجروح سرپايي را مي توان اعزام نمود اين نوع هواپيما با توجه به تعداد ظرفيت كم براي مواقع پدافندي ( غير عمليات ) مناسب است .

3-هواپيماي سي – 130

هواپيماي بسيار مناسبي براي انتقال مجروحين برانكاردي است . با اين هواپيما مي توان 76 برانكارد و چهارده سرپايي را اعزام نمود.

نكات مهم در اين نوع هواپيما :
1-      نحوه بستن برانكاردها بايد  آموزش داده شود زيرا برانكاردها بصورت طبقه اي روي هم قرار مي گيرند .

2-     برانكاردها در جاهاي مخصوص بخود بصورت طبقه اي قرار گرفته مي شوند .

3-      برانكاردها را بايد از رديف بالا به پايين ببنديم كه در هر رديف عمودي پنج برانكارد براحتي جاي مي گيرد .

4-      مجروحيني كه خيلي بدحال نيستند و نياز به مراقبتهاي ويژه ندارند ، در قسمت بالاتر ( از رديف سوم به بالا ) قرار مي گيرند.

5-      اين نوع مجروحين بايد نزديك تر به كابين خلبان باشند كه از در هواپيما فاصله بيشتري دارد .

6-      مجروحيني كه خون و سرم دارند و حالشان چندان مناسب نيست ، در طبقات پايين تر قرار داده مي شوند و حتي المقدور با كمربند بسته مي شوند .

7-      مجروحيني كه چست تيوپ دارند و يا دچار ضربه مغزي شده اند و يا مورد لاپاراتومي قرار گرفته اند ، در آخرين مرحله از در قسمت عقب هواپيما قرار داده مي شوند تا در موقع اعزام تحت مراقبتهاي ويژه قرار گيرند ، و همچنين در موقع تخليه اولين افراد باشند . نكته قابل توجه اينكه در قسمت عقب هواپيما هم فضاي بيشتري دارد و هم نور آن بيشتر از ساير قسمتهاست . به دليل بزرگ بودن ورودي اين نوع هواپيما در يك زمان دو برانكارد را مي توان وارد و يا خارج نمود كه در نتيجه سرعت عمل بالا مي رود . هر هواپيمايي در اين شرايط بايد داراي چند نفر پرستار پرواز و امدادگر مخصوص باشد زيرا نكات مهمي در پرواز وجود دارد كه آنها بايد به آن موارد آگاهي داشته باشند ؛ بنابراين نبايد در هر دفعه پرواز از افراد جديد و ناآشنا بعنوان پرستار پرواز استفاده نمود . توجهات تنفسي در مجروحيني كه از اين طريق حمل مي شوند بسيار مهم است همچنين به نيز دماي بدن آنها و تعداد قطرات سرم و خون متصل به مجروحين بايد دقت شود