ماجرای شکایت و تضارب فیزیکی ما در بخش
ماجرای شکایت و تضارب فیزیکی ما در بخش
دوستان عزیز مطلبی را داشتیم در رابطه با برخورد فیزیکی همراهان بیمار با پرسنل بخش به دنبال فوت بیمارشان .
قول داده بودم روند پی گیری قضایی ماجرا را از طریق همین وبلاگ به اطلاع همکاران برسانم . این قبیل ماجراها به دلیل افزایش روزافزون شیوعش فقط جنبه شخصی نداشته و احتمال دارد برای تک تک ما ناخواسته تحمیل شود .
متاسفانه از بی درایتی و بی کفایتی مدیران ما ، پرستاران تحصیل کرده ما آماج تهاجم و توهین و فحاشی و تهدید ارازل و اوباشی هستند که در قالب همراه بیمار و خانواده او در بیمارستان حضور پیدا می کنند .
مدیریتها باید نوعی عمل کنند که هر کسی جایگاه خودش را دانسته و حدو حدود و حریم خود را دانسته و از آن خارج نشوند .
همانطور که پرسنل بیمارستان اعم از پزشک و پرستار و بهیار و کمک بهیار و خدمه و.. کسی حق ندارد به هیچ عنوان به بیمار و همراه بیمار اهانت کند ، بیمار و خانواده او هم حق ندارد به کارکنان بیمارستان به بهانه ناراحتی و عدم تعادل روحی و.... توهین نماید . پی گیری روند قضایی کار برای ما که سروکاری با کلانتری و دادگاه نداشتیم سخت بود اما قصد داشتیم برای تادیب طرف مقابل این سختی را تحمل و باعث خوشحالی همکاران خود گردیم .
ادبیات حاکم بر سیستم قضائی کشور ما خیلی بد و معیوب است . ای کاش یک جو تکریم ارباب رجوع که در تمام سلولهای ما عجین شده است ،به پیکره سیستم قضائی کشور ما تزریق می شد.
به هر حال ما ادعاهای خود را طرح و برای اثبات آنها ،شهود خود را ارائه نمودیم . نماینده حقوقی دانشگاه هم شکایت ایجاد اغتشاش در بیمارستان و تخریب اموال عمومی و توهین و ضرب جرح پرستاران بخش را طرح نمود . در نهایت قاضی رای به زندان متهمین صادر نمود . التماس و خواهش و تمنای متهمین و خانواده آنها با شیوه های مختلف شروع گردید . از روی استیصال و برای نجات خود از گرفتاری التماس می کردند .
می دانستم که ذات بی ادب این افراد تغییر نکرده و اینهمه گریه و التماس تنها برای خلاصی خودشان است اما من و همکارم که شاکی خصوصی این پرونده بودیم از حق خود گذشته و از شکایت شخصی خود اعلام انصراف کردیم .
متهمین به علت ارتکاب جرم عمومی به زندان رفته و مقرر گردید در صورت ارائه ضمانت و وثیقه معتبر موقتا" آزاد و بعدا" به جرم عمومی آنها رسیدگی شود .
در این ماجرا همکاری دفتر حقوقی دانشگاه جای تقدیر و تشکر داشت که به موجب ماده 8 قانون حمایت قضائی از کارکنان دولت ما را در روند پی گیری قضایی همراهی کرده و شکایت بیمارستان را طرح نمودند .
مطالبی مرتبط با موضوع اهانتهای مکرر و منازعه با پرستاران در آینده نزدیک ارائه خواهم نمود امید است که با جدیت مدیران و دفاع از حقوق شخصی همکاران توسط خودشان ،این رویه ناصواب و متاسفانه رو به تزاید برچیده شده و کسی به خود جرات تعرض و توهین به پرستاران را به بهانه های واهی ندهد .
قول داده بودم روند پی گیری قضایی ماجرا را از طریق همین وبلاگ به اطلاع همکاران برسانم . این قبیل ماجراها به دلیل افزایش روزافزون شیوعش فقط جنبه شخصی نداشته و احتمال دارد برای تک تک ما ناخواسته تحمیل شود .
متاسفانه از بی درایتی و بی کفایتی مدیران ما ، پرستاران تحصیل کرده ما آماج تهاجم و توهین و فحاشی و تهدید ارازل و اوباشی هستند که در قالب همراه بیمار و خانواده او در بیمارستان حضور پیدا می کنند .
مدیریتها باید نوعی عمل کنند که هر کسی جایگاه خودش را دانسته و حدو حدود و حریم خود را دانسته و از آن خارج نشوند .
همانطور که پرسنل بیمارستان اعم از پزشک و پرستار و بهیار و کمک بهیار و خدمه و.. کسی حق ندارد به هیچ عنوان به بیمار و همراه بیمار اهانت کند ، بیمار و خانواده او هم حق ندارد به کارکنان بیمارستان به بهانه ناراحتی و عدم تعادل روحی و.... توهین نماید . پی گیری روند قضایی کار برای ما که سروکاری با کلانتری و دادگاه نداشتیم سخت بود اما قصد داشتیم برای تادیب طرف مقابل این سختی را تحمل و باعث خوشحالی همکاران خود گردیم .
ادبیات حاکم بر سیستم قضائی کشور ما خیلی بد و معیوب است . ای کاش یک جو تکریم ارباب رجوع که در تمام سلولهای ما عجین شده است ،به پیکره سیستم قضائی کشور ما تزریق می شد.
به هر حال ما ادعاهای خود را طرح و برای اثبات آنها ،شهود خود را ارائه نمودیم . نماینده حقوقی دانشگاه هم شکایت ایجاد اغتشاش در بیمارستان و تخریب اموال عمومی و توهین و ضرب جرح پرستاران بخش را طرح نمود . در نهایت قاضی رای به زندان متهمین صادر نمود . التماس و خواهش و تمنای متهمین و خانواده آنها با شیوه های مختلف شروع گردید . از روی استیصال و برای نجات خود از گرفتاری التماس می کردند .
می دانستم که ذات بی ادب این افراد تغییر نکرده و اینهمه گریه و التماس تنها برای خلاصی خودشان است اما من و همکارم که شاکی خصوصی این پرونده بودیم از حق خود گذشته و از شکایت شخصی خود اعلام انصراف کردیم .
متهمین به علت ارتکاب جرم عمومی به زندان رفته و مقرر گردید در صورت ارائه ضمانت و وثیقه معتبر موقتا" آزاد و بعدا" به جرم عمومی آنها رسیدگی شود .
در این ماجرا همکاری دفتر حقوقی دانشگاه جای تقدیر و تشکر داشت که به موجب ماده 8 قانون حمایت قضائی از کارکنان دولت ما را در روند پی گیری قضایی همراهی کرده و شکایت بیمارستان را طرح نمودند .
مطالبی مرتبط با موضوع اهانتهای مکرر و منازعه با پرستاران در آینده نزدیک ارائه خواهم نمود امید است که با جدیت مدیران و دفاع از حقوق شخصی همکاران توسط خودشان ،این رویه ناصواب و متاسفانه رو به تزاید برچیده شده و کسی به خود جرات تعرض و توهین به پرستاران را به بهانه های واهی ندهد .
نوشته شده در وبلاگ دلگویه پرستار توسط همکار عزیز آقای کریم عابدینی
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۰۵/۰۹ ساعت توسط پرستار
|
پایگاه اطلاع رسانی پرستاری اولین و فعال ترین پایگاه در زمینه اطلاع رسانی پرستاری است با محبت های شما عزیزان و مخاطبان خود که با بازدیدها و جستجوهایتان آن را تبدیل به مرجعی در پرستاری نموده اید آمادگی خود را جهت انتشار اخبار ، مطالب ، تحقیقات و اطلاعیه های شما اعلام می نماید.