«عده ای شب و روز درس میخوانندكه بعداً مجبور نشوند كار كنند. ما از حیث فرهنگ كار در كشور مشكل داریم. در كشور ما فرهنگ یقه سفیدی پذیرفته شده است. این كه آدم درس میخواند تا كار نكند و هركسی درس نخواند كار كند.»
«عده ای شب و روز درس می خوانندكه بعداً مجبور نشوند كار كنند. ما از حیث فرهنگ كار در كشور مشكل داریم. در كشور ما فرهنگ یقه سفیدی پذیرفته شده است. این كه آدم درس می خواند تا كار نكند و هركسی درس نخواند كار كند.» این ها تنها جمله های معترضه سخنرانی رئیس مجلس شورای اسلامی در روز شنبه ۲۹ اردیبهشت نبود. آن روز تمام شركت كنندگان در «همایش ملی فرهنگ كار» كه پای سخنرانی رئیس مجلس نشسته بودند، می شنیدند كه او چگونه با جدیت، تمام دقایق سخنرانی خود را به بحث و چالش كشیدن موضوعی اختصاص داد كه به نظرش به پدیده ای عادی در فرهنگ مردم تبدیل شده است: «اتلاف وقت درفرهنگ ما یك امر عادی شده است و فراركردن از كار و زحمت یك نوع زرنگی است، قبلاً به كسی زرنگ می گفتندكه بیشتر كاركند، ولی الآن كسی از زیر كار در برود زرنگ است.» حدادعادل در بخش میانی سخنرانی خود، شركت كنندگان را كه از میان گروه های مختلف مسئولان و مدیران بود و در سكوت به سخنان او گوش می دادند، خطاب قرار داد وگفت: «باید راهكارهای عملی برای حل مشكل پیشنهاد كنید وگرنه ازگفتن و شنیدن این حرفها نتیجه ای ملموس حاصل نمی شود.» اما شاید انتخاب این موضوع برای طرح در همایش فرهنگ كار ، آن هم در دومین ماه بهار از سوی رئیس مجلس دلیل دیگری هم داشت و آن خطاب قراردادن مردمی بود كه به طور سنتی عادت دارند بی حوصلگی ، كم كاری و عقب انداختن كارهای شان را دراین فصل از سال به آب و هوا نسبت بدهند و شاید به نوعی از خود سلب مسئولیت هم بكنند.این فقط رئیس مجلس نبودكه موضوع فرهنگ كار در كشور را با نقدهای بسیاری توأم كرد. در واقع پیش از او در آستانه سال نو مردمی كه به عنوان مسافر و زایر در حرم امام رضا(ع) در مشهد گرد هم آمده بودند، به خاطر دارندكه در روز اول فروردین رهبر معظم انقلاب از «تنبلی اجتماعی » به عنوان «دشمن درونی ایرانیان» نام برده و تأكید كرده بود: «تنبلی ، نشاط كار نداشتن، ناامیدی، خودخواهی های افراطی، بدبین بودن به دیگران ، بدبین بودن به آینده ، نداشتن اعتماد به خود ... نه به شخص خود و نه به ملت خود، بیماری است.» هزاران نفر از مردم حاضر در اجتماع آن روز و خیلی های دیگر هم بعدها تعابیری را شنیدند كه مورد تأكید رهبر معظم انقلاب قرار گرفته بود. شما نمی توانید، شما قادر نیستید، آینده تان تاریك است. افق تان تیره است». جمله هایی كه نه فقط بسیاری با تأثیر منفی به كاربردن آنها در زندگی خود آشنایند بلكه در عرصه عمومی و جمعی نیز می تواند ملت را ناامید ، كسل ، بی اعتماد به نفس، تنبل و چشم به دست بیگانه بارآورد.» ● تنبلی از خانه تا جامعه مردم اغلب این جمله ها را از زبان یكدیگر می شنوند یا خود آنها را به كار می برند: «حالا حوصله هیچ كاری را ندارم. این كار را فردا انجام می دهم. فعلاً می خواهم تلویزیون نگاه كنم. بعد درس می خوانم.» جمله ها و طرز تلقی هایی كه در زندگی اجتماعی نمود دیگری پیدا می كند: «حالا كه پلیس كاری ندارد، كمربند ایمنی ات را باز كن، اگر كیسه زباله را شب هم بیرون در نگذاشتی ، مهم نیست. صبح موقع رفتن به سر كار آن را بیرون بگذار. صبح تو وقت اداری برو دنبال كارت سوخت. چه حوصله ای داری اتومبیلت را می بری كارواش، همین جا جلوی در خانه آن را بشوی».اگرچه آمار در شناخت، پیگیری و ارائه راه حل برای مشكلات عمومی نقش مهمی دارد، اما بسیاری از رفتار و باورها از فرط تكرار به قدری آشنا به نظر می رسند كه برای طرح كردن آنها نیازی هم به ارائه آمار ویژه ای احساس نمی شود.» با این حال حسن موسوی، كارشناس ارشد در حوزه برنامه ریزی اجتماعی و استاد دانشگاه دغدغه دیگران را ندانستن ، به دنبال منافع شخصی بودن و بهره گیری نامناسب از منابع موجود و فرصت ها را به عنوان مؤلفه های «تنبلی اجتماعی»می شناسد و می گوید: در طول روز، هفته ، ماه و سال فرصت های زیادی در اختیار داریم. اگر از این فرصت ها و منابع استفاده نكنیم، این مسأله به عدم پویایی منجر می شود. در حالی كه استفاده كردن صحیح و به موقع از فرصت ها و منابع به پویایی اجتماعی و دوری از تنبلی درجامعه و زندگی خصوصی مان می انجامد. موضوع دیگر هم شاخصه تنبلی اجتماعی است و هم به نوعی علت آن تغییر و تحولاتی است كه چه در زندگی فردی و چه زندگی اجتماعی رخ می دهد و با خودش سردرگمی ها و ندانم كاری ها را به همراه می آورد. احساس ناامنی و نگرانی هایی كه مردم دارند آنها را به سكون وادار می كند چون تردید دارند به روزمرگی می افتند و روزمرگی خودش شاخصه تنبلی اجتماعی است. از طرفی گاهی تنبلی نتیجه این است كه آدم ها در جریان كار و زندگی خود به موانعی بر می خورند كه از رسیدن آنها به اهدافشان جلوگیری می كند یا دشواری هایی را دراین راه برایشان به وجود می آورد. البته بعضی هم حوصله كار طولانی مدت را ندارند. می خواهند هركاری زود به نتیجه برسد و زحمت و دقت زیادی صرف آن نكنند. نكته دیگری كه از مؤلفه های تنبلی اجتماعی است بهره گیری نامناسب از زمان است. ما فقط شنیده ایم كه وقت طلاست. اما از زمان بهره كافی را نمی بریم. نپرداختن به كارهای سخت، دشوار و پیچیده مورد دیگری است . دوست داریم همه كارها به آسانی پیش برود. علاقه نداشتن به كارها و امور اساسی ، آینده نگر نبودن و احساس محرومیت های شخصی هم می تواند از دیگر شاخصه های تنبلی اجتماعی باشد.» ● طالب عرق ریختن و زحمت كشیدن نیستیم! هرچندكارشناسان علوم اجتماعی ، بر لزوم فرهنگ سازی و تأثیرگذاری بر باورها و نگرش های مردم در حل مشكلات ناشی از فضای بی رمقی، بی انگیزگی و تنبلی تأكید می كنند اما كم و بیش برخی از آنها هم معتقدند كه بخشی از مشكلات، خود ریشه های فرهنگی دارند. از آن جمله دكتر حسن تبریزی ، روانشناس اجتماعی و مدرس دانشگاه براین باور است :«در ریشه یابی همه این مسائل به یك سرچشمه واحد می رسیم و آن هم فرهنگ حاكم بر كار در جامعه است. صریح بگویم درجامعه ما كاركردن عیب است. كاركردن فحش و تنبیه است. معلم به دانش آموز می گوید اگر مشق هایت را ننویسی تا یك هفته باید تخته كلاس را پاك كنی. او را با كاركردن تنبیه می كند. پاك كردن تخته كلاس تنبیه است. موقع ناسزا می گوییم «عمله»؛ یعنی كسی را كه زیاد كار می كند و وجدان دارد مسخره اش می كنیم. می گوییم : «تراكتور» است . وقتی این فرهنگ در جامعه نفوذ دارد، جوان هم ارزش را در شغل های خاصی جست وجو می كند. دوست دارد پشت میز بنشیند. جوانان ما طالب عملگی اند؟ نه! طالب نجاری و كاردستی اند؟ نه! طالب عرق ریختن و زحمت كشیدن هستند؟ نه! ما كار را ننگ می دانیم و این فرهنگ تا تغییر نكند، جوان دنبال كار تولیدی و صنعت نمی رود. جوان ما اگر بیاموزد دلالی، سوداگری و مفت خواری ضدارزش است و عملگی، عرق ریختن و كارگری ارزش و نشانه اعتماد به نفس انسان است، مشكلات راحت تر و سریع تر حل خواهد شد.» استعداد، وراثت، موقعیت اقتصادی ، سیستم حكومتی ، طرز تربیت، میزان تحصیلات و دانش مردم؛ مواردی اندكه می تواند ملتی را به پركاری معروف كند یا عكس آن را در باره ملت دیگری به ذهن بیاورد. حدادعادل معتقد است: «ما ملتی اهل كار هستیم ولی متأسفانه در یكی دوقرن اخیر فرهنگ كار، این كیمیای سعادت را گم كرده ایم و طوری شده كه بیكاری و بیكارگی عادی شده و كاركردن محور اصلی خود را از دست داده است.» حفر قنات در مسیرهای سخت و طولانی و قالی بافی كه سال ها در فرهنگ ایران جای خاص خود را داشته از نظر حداد عادل « ازاین حكایت دارند كه ماملتی اهل كار هستیم.» دكتر عباس گلدوست عارفی مدرس دانشگاه و محقق در زمینه طب كار از زاویه دیگری هم به موضوع نگاه می كند: «باید بپذیریم كه اتكای ما به منافع طبیعی كشور در طول سال ها و این كه به راحتی توانسته ایم با پول فروش آنها، نیازهای خود را تأمین كنیم سبب شده نگاه مان به مقوله كار از چندان جدیتی برخوردار نباشد. از طرفی یكی از فاكتورهای تأثیرگذار هم عامل جغرافیایی بوده، اصولاً هرچه كشورها به استوا نزدیك تر می شوند، چون درجه حرارت محیط با درجه حرارت بدن به عنوان یك ارگانیسم زنده متفاوت می شود توان كارهای یدی هم كاهش می یابد و افراد به كارهایی علاقه مند می شوند كه انرژی كمتری را صرف آن می كنند. ضمن آن كه امروز بین كارهای استاتیك (آرام و بی حركت) كار دینامیك و كار فكری هرچند تفكیك قائل شده اند اما حتی در طب كار، این كه كار به طور دائم استاتیك باشد یا دینامیك یا فكری اصلاً تأیید شده نیست. به عبارات دیگر لازم است كسی كه كارش فكری است گاهی هم فعالیت بدنی و كار یدی بكند. چون كارهای دینامیك موجب می شود جریان خون در بدن به چرخش در بیاید. در این قبیل كارها جسم دارد كار می كند. متأسفانه درایران این طور جا افتاده كه كار جسمی و بدنی بد است و ارزشی ندارد. همین موجب چاقی مفرط و بسیاری از بیماری های قلبی و عروقی می شود. باید ابعاد فرهنگی این قضیه را برای مردم روشن كنیم. به كسی كه كار جسمی می كند همان قدر احترام بگذارند كه كسی كار فكری می كند.» ● اتفافات دوست نداشتنی شوخی نیست زمان مطالعه كتاب میان مردم به یك ساعت در روز هم نمی رسد. میزان كار مفید در اداره ها هم وضع بهتری ندارد. برخی مردم به كارهای صنعتی ، تولیدی و یدی چندان علاقه ای ندارند. عده ای كسب و كار را فقط كاسبی می دانند. میان جوان ها مد شده كه چیزی را می خری و می فروشی. وضع مالی ات كه بهتر شد یك مغازه اجاره می كنی، صبح تا ظهر آنجا هستی. عصر استراحت و خواب، از ساعت ۴-۵ هم می ایستی در مغازه تا ۸-۹ شب نوكر خودتی و ارباب خودت.» تنبلی اجتماعی حاصل ناهمگونی هاست. ناهمگونی میان باورهای فرهنگی، شرایط اجتماعی ، اوضاع اقتصادی و از همه بدتر ناهمگونی میان خواسته ها و انتظارات گروه های انسانی با امكاناتی كه دارند یا توانی كه خودبه كار می گیرند. چنانچه دكتر گلدوست معتقد است : «حتی اگر از نظر فرهنگی هم باور و نظر مردم اصلاح شود و خیل زیادی بخواهندكار كشاورزی كنند باز هم باید موقعیت اقتصادی را فراهم كرد. زمین كشاورزی ، آب و كود.» با این همه پیامد اجتماعی هم محصول شرایط است و هم خود پیامدهایی را به بار می آورد. حسن موسوی می گوید: « پیامدهای تنبلی اجتماعی و شرایطی كه براساس آن درجامعه به وجود می آید، كم نیست. مثلاً استفاده نكردن مناسب از نیروی انسانی برای توسعه در شرایطی كه درهركشوری نیروی انسانی مهم ترین عامل برای توسعه محسوب می شود. اگر تنبلی اجتماعی فقط همین یك پیامد را هم داشته باشد، نتیجه اش جز سكون نیست» در این اوضاع از منابع مالی و طبیعی هم استفاده درستی نخواهد شد. بی اعتمادی، وابستگی و انزوا نتایج دیگر آن است. رشد و توسعه هر كشور منوط به پویایی جامعه، خانواده و فرد است. تنبلی مانع رشد توسعه و پویایی زندگی فردی و جمعی است». رسیدن به این باور كه همه كارها ممكن است شاید دیر نتیجه بدهد، اما سرانجام نتیجه خواهد داد. ترویج صداقت، محبت، راستگویی، نوعدوستی و به فكر دیگران بودن كارهای فرهنگی است كه به گفته رئیس مجلس كار مهمی است كه باید با جدیت به آن پرداخت. او می گوید:«باید نسل جدیدی تربیت كنیم و از همه نهادها برای این كار كمك بگیریم.»
پایگاه اطلاع رسانی پرستاری اولین و فعال ترین پایگاه در زمینه اطلاع رسانی پرستاری است با محبت های شما عزیزان و مخاطبان خود که با بازدیدها و جستجوهایتان آن را تبدیل به مرجعی در پرستاری نموده اید آمادگی خود را جهت انتشار اخبار ، مطالب ، تحقیقات و اطلاعیه های شما اعلام می نماید.