خانه دوست کجاست
(( در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاچه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از یاد خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
میروی تا به آن کوچه که او پشت بلوغ سر به در می آورد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمین میمانی
و ترا ترسی شفاف فرا میگیرد
در صمیمیت سیل فضا خش خشی میشنوی
کودکی میبینی
رفته از کاج بلند بالا جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی
خانه دوست کجاست))
سهراب سپهری
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۱۰/۲۶ ساعت توسط پرستار
|
پایگاه اطلاع رسانی پرستاری اولین و فعال ترین پایگاه در زمینه اطلاع رسانی پرستاری است با محبت های شما عزیزان و مخاطبان خود که با بازدیدها و جستجوهایتان آن را تبدیل به مرجعی در پرستاری نموده اید آمادگی خود را جهت انتشار اخبار ، مطالب ، تحقیقات و اطلاعیه های شما اعلام می نماید.