جشن شب يلدا، جشن بزرگداشت علم   
   نياكان ما، در سالهایبسيار دور  به گاه‌شماري خورشيدي دست پيدا كردند و با تفكر و تامل دريافتند كه اولين شب زمستان بلندترين شب سال است.
    نزد ايرانيان، زمستان به دو چله کوچک و بزرگ تقسيم مي شود. چله بزرگ از اول ديماه تا 10 بهمن ماه را در بر مي گيرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک مي گويند. يلدا، شب نخست چله بزرگ است.
     زرتشتيان در اين شب جشن مي گيرند و فديه مي دهند: فديه، سفره اي است که در هر خانه گسترده مي شود و در آن خوراکي هاي مرسوم شب يلدا چيده مي شود. زرتشتيان در اين شب دعايي به نام «ني يد» را مي خوانند که دعاي شکرانه نعمت است. خوراکي هايي که در اين جشن مورد استفاده قرار مي گيرند، گوشت و 7 ميوه خشک شده خام (لورک) را شامل مي شوند .
   استمرار و ادامه برگزاري اين جشن و جشن‌هاي امثال آن نشانه پيوند ناگسستني ايرانيان امروز با فرهنگ نياكان‌شان است. اما آنچه باعث تعجب انسان متمدن و پيشرفته امروزي است، چگونگي دستيابي ايرانيان باستان به گاه‌شماري است كه اين چنين دقيق طلوع و غروب خورشيد را بررسي كرده است.
نياكان ما هزاران سال پيش دريافتند كه گاه‌شماري بر پايه ماه نمي‌تواند گاه‌شماري درستي باشد. پس به تحقيق درباره حركت خورشيد پرداختند و گاه‌شماري خود را بر پايه آن گذاشتند. آنها حركت خورشيد را در برج‌هاي آسمان اندازه‌گيري كردند و براي هر برجي نام خاصي گذاشتند. آنها دريافتند هنگامي كه برآمدن خورشيد با برآمدن برج بره در يك زمان باشد، اول بهار است و روز و شب با هم برابر است. آنها مانند ما مي‌توانستند در شب 6 برج را ببينند. از سر شب يكي‌يكي برج‌ها از جلوي چشم‌ها عبور مي‌كنند. برج بره سپس برج گاو و ... آنها مي‌دانستند 6 برج ديگر كه ديده نمي‌شوند در آن سوي زمين هستند و مردماني در آنسوي زمين 6 برج ديگر را نظاره مي‌كنند. آنها دريافتند كه اول پاييز و بهار روز و شب برابر و در اول تابستان روز بلندتر از شب است. آنها گاه‌شماري خود را بر اساس چهل روز، چهل روز تقسيم كردند. در فرهنگ ايرانيان و نياكان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصي دارد. واژه‌هاي «چله نشستن»، «چل چلي» و در طبرستان واژه‌هاي «پيرا چله،‌ گرما چله» نشانه اهميت اين عدد در ميان فرهنگ ايراني است. آنها در اصل ماه را به چهل روز تقسيم كردند و نه ماه داشتند. اما پس از مدتي اين روزها به سي روز تغيير پيدا كرد و ماه سي روزه شد.   
در شاهنامه آمده است:      
نباشد بهار و زمستان پديد                     نيارند هنگام رامش نويد
اين بيت اشاره به گاه‌شماري سرزمين‌هاي ديگر دارد. گاه‌شماري سرزمين‌هاي ديگر براي بهار و فصل‌هاي ديگر سرآغازي نداشتند و اين نشان مي‌دهد كه گاه‌شماري ايرانيان همواره كامل‌ترين گاه‌شماري بوده است. گاه‌شماري ايرانيان تا زمان دانشمند بزرگ خيام ادامه داشت. با ورود اسلام گاه‌شماري قمري اعراب نيز يكي از گاه‌شماري‌هاي مورد استفاده سرزمين ايران شد. وزراء ايراني خلافت عباسي هر پيشنهادي را كه براي اصلاح تقويم نياكان‌شان مطرح مي‌كردند از طرف پادشاهان عباسي رد مي‌شد. آنها مي‌گفتند اگر تقويم شما اصلاح شود باز به آيين و فرهنگ پيشين خود بازمي‌گرديد. اما در زمان خيام شرايط تغيير كرد. او در سن 28 سالگي هنگامي كه وارد دربار شاه خوارزم مي‌شد، شاه از جاي خود بلند مي‌شد و او را كنار خود مي‌نشاند. احترامي كه پادشاهان به خيام مي‌گذاشتند باعث شد دست او در اصلاح گاه‌شماري ايرانيان باز شود.  با اصلاح گاه‌شماري بار ديگر فرهنگ و آيين ايراني زنده شد. سامانيان كه دوستار فرهنگ ايراني بودند، دانشمندان و وزراي ايراني را بدون ممانعت نگهبان مي‌پذيرفتند. اين نشانه فرهنگ غني ايراني است. ما شب چله را جشن مي‌گيريم تا ياد بزرگاني همچون خيام و نياكان دورتر از خيام را گرامي بداريم.
 
كريسمس همان شب چله است
 شب يلدا، درازترين شب سال و يكي از بزرگترين جشن هاي ايرانيان است. ايرانيان همواره شيفته شادي و جشن بوده اند و اين جشن ها را با روشنايي و نور مي آراستند. آنها خورشيد را نماد نيكي مي دانستند و در جشن هايشان آن را ستايش مي كردند. در درازترين و تيره ترين شب سال، ستايش خورشيد نماد ديگري مي يابد. مردمان سرزمين ايران با بيدار ماندن، طلوع خورشيد و سپيده دم را انتظار مي كشند تا خود شاهد دميدن خورشيد باشند و آن را ستايش (و نه پرستش) كنند. خوردن خوراكي ها و مراسم ديگر در اين شب بهانه اي است براي بيدار ماندن . يكي از دلايل گرفتن جشن دراين شب زاده شدن ايزدمهر است .
   مهر به معناي خورشيد و يكي از بغان ايراني و هندي است و تاريخ پرستش به سال ها پيش از زرتشت مي رسد. پس از ظهور زرتشت، اين پيامبر ايراني خداي بزرگ را اهورامزدا معرفي كرد. ايزدان و بغان را به دو دسته اهورايي و ديواني تقسيم كرد. در باور زرشتي، تيره اهورايي ستوده و تيره ديواني نكوهيده شده است . يكي از ايزدان اهواريي مهر ايراني و هندي بود. مهر ايزدي نيك است و قسمتي از اوستا به نام او، نام گذاري شده است. در مهريشت اوستا آمده است « مهر از آسمان با هزاران چشم بر ايراني مي نگرد تا دروغي نگويد».
    ايزد مهر در يكي از شهرهاي خاوري ايران از دوشيزه اي به نام ناهيد زاده شد. پس از مدت اندكي كشور به كيش مهرپرستي گرويد. مهرپرستي از مرزهاي ايران فراتر و به رم رفت. پادشاهان رم به آن گرويدند و دين رسمي رم شد. «يوليانوس» يا «ژوليان» يكي از پادشاهان رومي گروه گروه مردم ترسا را به دين مهر مي كشاند و دعوت مي كرد. هنوز هم نيايش هاي اين شاه رومي با مهر برجاست. «اي پدر در آسمان نيايش مرا بشنو» «يوليانوس» در اين نيايش خدا را پدر مي نامد. اين اسمي بود كه ترسايان به تقليد از مهرپرستان بر خداي خود گذاشتند. روميان سال هاي بسيار تولد مهر و شب چله را جشن مي گرفتند و آن را آغاز سال مي دانستند. حتي پس از گسترش دين مسيحيت، باز كشيشان نتوانستند از گرفتن اين جشن ها جلوگيري كنند و به ناچار مجبور شدند به دروغ اين شب را زادروز تولد عيسي معرفي كنند تا روز 25 دسامبر را به بهانه تولد عيسي جشن بگيرند نه تولد ايزدمهر،‌ هنگامي كه به آيين و مراسم مسيحيان در كريسمس نگاه مي كنيم بسياري از نشانه هاي ايراني اين مراسم را در مي يابيم. ايرانيان قديم در شب چله درخت سروي را با دو رشته نوار نقره اي و طلايي مي آراستند. بعدها مسيحيان درخت كاج را به تقليد از مهرپرستان و ايرانيان تزيين كردند. مهر از دوشيزه با كره اي به نام آناهيتا در درون غاري زاده شد كه بعدها مسيحيان عيسي را جايگزين مهر و مريم را جايگزين آناهيتا قرار دادند. يكي ديگر از وام گيري هاي مسيحيان از مهرپرستان، روز مقدس مسيحي يعني يكشنبه است.      
Sunday
به معني روز خورشيد يا مهر است كه روز مقدس مهرپرستان بود.
 يلداي ايراني، شبي که خورشيد از نو زاده مي شود
يلدا در افسانه ها و اسطوره هاي ايراني حديث ميلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر مي شود.
در زمان ابوريحان بيروني به دي ماه، «خور ماه» (خورشيد ماه) نيز مي گفتند که نخستين روز آن خرم روز نام داشت و ماهي بود که آيين هاي بسياري در آن برگزار مي شد. از آن جا که خرم روز، نخستين روز دي ماه، بلندترين شب سال را پشت سر دارد پيوند آن با خورشيد معنايي ژرف مي يابد. از پس بلندترين شب سال که يلدا ناميده مي شود خورشيد از نو زاده مي شود و طبيعت دوباره آهنگ زندگي ساز مي کند و خرمي جهان را فرا مي گيرد.

پيوند يلدا با ميترائيسم      
از آنچه که از منابع و متون کهن برمي آيد، يلدا زاد روز ايزد مهر يا ميترا است. ايزدي که در کيش ميترائيسم پرستش مي شد و اين دين، يکي از تاثير گذارترين مذاهبي بود که نخست در شرق و بعدها در غرب و در دين مسيحيت رد پاي بسياري از خود به جاي گذاشت.
ريشه کلمه يلدا متعلق به زبان سرياني است و به معناي تولد يا ميلاد است. در برخي منابع آمده است که پس از مسيحي شدن روميان، سيصد سال پس از تولد عيسي مسيح، کليسا جشن تولد مهر را به عنوان زاد روز عيسي پذيرفت، زيرا زمان دقيق تولد وي معلوم نبود. در واقع يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميترائيسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند. وقتي ميترائيسم از تمدن ايران باستان به ساير جهان منتقل شد در روم و بسياري از کشورهاي اروپايي روز 21 دسامبر به عنوان تولد ميترا جشن گرفته مي شد ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباه محاسباتي، اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت و از سوي مسيحيان به عنوان روز کريسمس جشن گرفته شد. از اين روست که تا امروز بابا نوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر مي شود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگاري از کيش مهر است.

تنوع برگزاري يلدا
    يکي از آيين هاي شب يلدا در ايران، تفال با ديوان حافظ است. مردم ديوان اشعار لسان الغيب را با نيت بهروزي و شادکامي مي گشايند و فال دل خويش را از او طلب مي کنند. در برخي ديگر از نقاط ايران نيز شاهنامه خواني رواج دارد. نقل خاطرات و قصه گويي پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نيز يکي از مواردي است که يلدا را براي خانواده ايراني دلپذيرتر مي کند. اما همه اين ها ترفندهايي است تا خانواده ها گرد يکديگر جمع شوند و بلندترين شب سال را با شادي و صفا سحر کنند.
     در سراسر ايران زمين، جايي را نمي يابيد که خوردن هندوانه در شب يلدا جزو آداب و رسوم آن نباشد. در نقاط مختلف ايران، انواع تنقلات و خوراکي ها به تبع محيط و سبک زندگي مردم منطقه مصرف مي شود اما هندوانه ميوه اي است که هيچ گاه از قلم نمي افتد، زيرا عده زيادي اعتقاد دارند که اگر مقداري هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک يعني زمستاني که در پيش دارند سرما و بيماري بر آنها غلبه نخواهد کرد.
مردم شيراز در شب يلدا به شب زنده داري مي پردازند و بعضي نيز بسياري از دوستان و بستگان خود را دعوت مي کنند. آنها در اين شب سفره اي مي گسترانند که بي شباهت به سفره هفت سين نوروز نيست و در آن آينه انواع و اقسام آجيل و تنقلاتي چون نخودچي، کشمش، حلوا شکري، رنگينک و خرما و ميوه هايي چون انار و به و بخصوص هندوانه جای  مي دهند.
    در آذربايجان مردم هندوانه چله (چيله قارپوزي) مي خورند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثيري ندارد.
    در اردبيل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم مي دهند که زياد سخت نگيرد و معمولا گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچي و کشمش مي خورند.
    در گيلان هندوانه را حتما فراهم مي کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگي نمي کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» يکي ديگر از ميوه هايي است که در اين منطقه در شب يلدا رواج دارد و به روش خاصي تهيه مي شود. در فصل پاييز، ازگيل خام را در خمره مي ريزند، خمره را پر از آب مي کنند و کمي نمک هم به آن مي افزايند و در خم را مي بندند و در گوشه اي خارج از هواي گرم اطاق مي گذارند. ازگيل سفت و خام، پس از مدتي پخته و آبدار و خوشمزه مي شود. آوکونوس ازگيل در اغلب خانه هاي گيلان تا بهار آينده يافت مي شود و هر وقت هوس کنند ازگيل تر و تازه و پخته و رسيده و خوشمزه را از خم بيرون مي آورند و آن را با گلپر و نمک در سينه کش آفتاب مي خورند.
    بنا به روايتي مردم کرمان تا سحر انتظار مي کشند تا از قارون افسانه اي استقبال کنند. قارون در لباس هيزم شکن براي خانواده هاي فقير تکه هاي چوب مي آورد. اين چوب ها به طلا تبديل مي شوند و براي آن خانواده، ثروت و برکت به همراه مي آورند.

آشوريان ايران نيز در جشن يلدا با ساير اقوام ايراني شريک هستند. «آلبرت کوچويي» رئيس سابق انجمن آشوريان تهران ضمن تاييد اين نکته مي گويد:« ما معتقديم يلدا، سنت ديرينه آشوري است. يلدا يعني تولد و آشوري ها معتقدند به دليل نزديکي عيد ميلاد مسيح و شب يلدا، آشوري ها بعد از مسيحيت، يلدا را به عنوان شب تولد مسيح جشن مي گرفتند ولي بعدها به علت تغييراتي که در گاهشماري ها پيش آمد و سال هاي کبيسه را هم محسوب کردند، اين تاريخ تغيير کرد و شب يلدا سه روز عقب تر آمد و ما اين سال ها در 4 دي ماه ميلاد مسيح را جشن مي گيريم.»
وي در ادامه مي افزايد:« آشوريان نيز در شب يلدا آجيل مشکل گشا مي خرند و تا پاسي از شب را به شب نشيني و بگو بخند مي گذرانند و در بعضی خانواده هاي آشوري تفال با ديوان حافظ نيز رواج دارد.»