نجات ، ماموريت ويژه فرشتگان سپيدپوش
گزارشي از فعاليت هاي تيم اورژانس بانوان كرج


نويسنده: فتانه احدي


    تلفن كه به صدا مي آيد، تكاپوي رفتن آغاز مي شود. تيم اورژانس بانوان سوار بر آمبولانس براي كمك و نجات اعزام شده اند. «بيمار آماده انتقال به بيمارستان است!» برانكارد در آمبولانس جاي مي گيرد و فرشتگان سفيدپوش به سرعت به سوي بيمارستاني در حركت هستند. گروه ۶ نفره تيم اورژانس بانوان در كرج، نخستين گروه از زناني هستند كه در اورژانس به صورت مستقل و در يك پايگاه كوچك فعاليت مي كنند. اين زنان سختكوش هر روز از نقاط دور و نزديك به پايگاهي كه پر از نور و عشق است پاي مي گذارند و در پرونده قلب خويش ماموريت هاي نجات از مرگ و درد را به ثبت مي رسانند. سه زن به ماموريت رفته اند و سه زن ديگر آماده اند تا تلفن به صدا درآيد و آنان به سرعت راهي شوند. قبل از آن كه زنگ تلفن به صدا درآيد پاي خاطرات فرشتگان سفيدپوش مي نشينيم.
    عادت به سختي ها
    از خودت بگو.
    زهرا خدامي متولد سال ۵۰
    فارغ التحصيل رشته پرستاري هستم و در حال حاضر به عنوان مسئول پايگاه اورژانس بانوان فعاليت مي كنم.
    چطور عضو گروه اورژانس بانوان شدي
    به دليل زن بودن رئيس شبكه بهداشت و درمان وقت و احساس نياز شهر و پيگيري از طرف وي، اين طرح داده شد. با شرايط خاص بيمارستان ها اعلام نياز شد و حدود ۴۰ نفر براي اين كار اعلام آمادگي كردند. بعد از تحقيقات و بررسي هاي اوليه در خصوص اين افراد، شش نفر انتخاب شدند كه من هم جزو آنها بودم.
    منظورت از شرايط خاص چه بود
    افراد واجد شرايط اين كار بايد مهارت هاي كافي كسب كرده و از هر نظر به شرايط خاصي كه در اورژانس وجود دارد، نزديك باشند.
    كار در اورژانس بانوان را چطور شروع كردي
    بعد از انتخاب، حدود چهار ماه براي آشنا شدن با كار زير نظر اورژانس آقايان فعاليت كردم و توانايي هاي خود را نشان دادم. بعد از آن قرار شد كه بانوان مستقل عمل كنند. در حال حاضر در يك ايستگاه كوچك در جوار ايستگاه بانوان آتش نشان مستقر شده ايم.
    در ابتدا كار چطور پيش مي رفت
    اوايل، كمي برايمان سخت بود، بخصوص اين كه آقايان ما را به رسميت نمي شناختند و بر اين تفكر بودند كه ما از عهده اين كار برنمي آييم، اما با نشان دادن توانايي هايمان، الان آنها مشوق ما هستند.
    در كار با چه مشكلاتي مواجه هستيد
    البته در كار هميشه مشكل وجود دارد، اما حمل وسايل سنگين كمك هاي اوليه يكي از مشكلاتي است كه با آن درگير هستيم.
    در تمام ماموريت ها مستقل عمل مي كنيد
    بله، تنها راننده آمبولانس اورژانس مرد است و ما همه ماموريت ها را خودمان انجام مي دهيم.
    بهتر نبود راننده اورژانس هم خانم باشد
    از لحاظ امنيتي بهتر است كه يك آقا همراه ما باشد. در شرايط خاصي كه مصدوم و بيمار دچار مشكل روحي باشند و شرايط خاصي كه وجود پليس در صحنه لازم است تا قبل از رسيدن نيروهاي پليس، وجود يك آقا در كنارمان آرامش بخش است.
    استقبال از سوي مردم چگونه بود
    در اوايل كار وجود خانم ها براي مردم تعجب آور بود، اما كم كم استقبالشان زياد شد، طوري كه خودشان درخواست اورژانس بانوان مي كردند و از حضورمان در صحنه تشكر مي كردند.
    تا حالااز كارت خسته شدي
    سختي هاي كار ديگر برايم عادي شده و زماني كه يك كار مفيد براي بيماري انجام مي دهم، رضايت قلبي پيدا مي كنم.
    براي اينكه كار بيرون و منزل تداخل نكند، چه مي كنيد
    برنامه كاري را گونه اي تنظيم مي كنم كه به كارهاي خانه هم بپردازم، البته همسرم خيلي همكاري مي كند اگر كمك وي نباشد، دچار مشكل مي شوم.
    مشكلات كاري را چگونه در خانه مطرح مي كنيد
    سعي مي كنم مسائل بيرون را در خانه مطرح نكنم.
    آخرين آرزو و هدفت در زندگي چيست
    پيشرفت و رسيدن به موفقيت.
    خاطرات ماندگار
    خودتان را معرفي كنيد.
    ناهيد محمدلو متولد ۱۳۵۷ و فارق التحصيل رشته پرستاري هستم.
    چطور وارد اين كار شدي
    زماني كه در شبكه بهداشت و درمان كار مي كردم، فراخوان را ديدم و تصميم گرفتم وارد اين كار شوم تا اينكه بعد از عبور از تمامي مراحل جزو اين شش نفر شدم.
    از اينكه انتخاب شدي چه احساسي داشتي
    خيلي خوشحال شدم. اميدوار بودم كه انتخاب مي شوم. خودم هم از نظر اخلاقي پرجنب و جوش هستم و فعاليت هاي اجتماعي را دوست دارم.
    اوايل، كار چطور بود
    گاهي نااميد، گاهي اميدوار و خوشحال، البته مسئولان حمايت مي كردند و دلداري مي دادند.
    آقايان همكار چه برخوردي با شما داشتند
    خب، آقايان معتقد بودند كه اين كار مردانه و از عهده ما خارج است اما در حال حاضر همه ما را قبول دارند و حتي خودشان نيز همكاري و كمك مي كنند.
    از كار در اورژانس بانوان چه خاطره اي داريد
    كار در اورژانس تمامش خاطره است اما دو صحنه هيچ وقت از ذهنم بيرون نمي رود. يكي اين كه به ما اعلام كردند در بازار مهستان حادثه اي براي خانمي به وجود آمده و بايد سريعاً به محل اعزام شويم. به بازار كه رسيديم گفتند مصدوم طبقه بالااست. با اين وسايل سنگين باعجله دوان دوان به طبقه بالارفتيم. دنبال بيمار و مصدوم مي گشتيم كه اطرافيان، خانمي را كه در يك گوشه نشسته بود نشان دادند و گفتند اين خانم بيمار است. با تعجب صحنه اي را كه مي ديدم باور نمي كردم. خانمي كه به نظر مي رسيد از من سالم تر است ادعا مي كرد فشارش افتاده و پاهايش درد مي كند. بعد از تحقيق و بررسي متوجه شدم حدود دو ساعت است كه اين خانم با كفش هاي پاشنه ۱۰ سانتي اش در حال گشت و گذار در بازار است و پاهايش درد گرفته و درخواست كمك از اورژانس كرده است! مورد ديگر مربوط به گزارشي بود كه طبق آن خانمي بي هوش در خانه افتاده و به كمك نياز داشت. در لحظه ورود خانمي را كنار شومينه در حال چاي خوردن ديدم، پرسيدم حادثه ديده كجاست گفت خودم هستم. بين خودمان باشد حالم خوب است فقط مي خواستم همسرم را بترسانم! شما جاي ما بوديد با ديدن اين صحنه چه مي كرديد !
    چه هدفي در زندگي داريد
    پيشرفت در كار.
    خانواده با كار شما مشكلي ندارند
    نه تنها مشكلي ندارند، بلكه مشوقم نيز هستند.
    حاضريد شغلتان را تغيير دهيد
    خير، به كارم عشق مي ورزم.
    چه رنگي را دوست داريد
    آبي.
    چرا
    چون آرامش بخش است.
    كارتان با چه مشكلاتي همراه است
    استرس يكي از مشكلاتي است كه در اين شغل ديده مي شود. صحنه هاي درگيري، ترافيك، زنگ تلفن و ... استرس زا هستند. ما با استرس در اين شغل زندگي مي كنيم.
    حرف آخر
    از همسرم و دايي ام كه خيلي كمكم كردند و مشوقم بودند سپاسگزارم و از مسئولان درخواست حمايت و كمك بيشتري دارم.
    عشق به كار
    از خودت بگو.
    مژگان پايكاري متولد ۱۳۵۹ فارغ التحصيل رشته پرستاري هستم.
    چطور به اين گروه پيوستي
    با خانم محمدلو در يكي از ماموريت هايش كه به اورژانس هشتگرد آمده بود آشنا شدم. ايشان به من پيشنهاد كار در اورژانس بانوان را داد. من هم درخواست دادم و پذيرفته شدم.
    از كارت راضي هستي
    به كارم خيلي علاقه مند هستم. در واقع تمام افرادي كه در اين گروه هستند به دليل علاقه و عشق به كار مانده و مشكلاتش را تحمل مي كنند. من هم از راه دوري به محل كارم مي آيم اما اين مسائل باعث نمي شود كه جلوي كارم را بگيرم. در واقع رضايت قلبي از كار دارم.
    فرق آقايان با خانم ها در اورژانس چيست
    خب، خانم ها دقيق تر و دلسوزتر هستند و سعي مي كنند با صبر و تحمل به مشكلات جسمي بيمار رسيدگي و از نظر روحي به آنها اميد بدهند.
    استقبال مردم از شما چطور بوده است
    مردم خيلي راضي بودند. بارها تماس گرفتند و تشكر كردند.
    دليل اين استقبال را در چه مي بينيد
    فعاليت هاي باليني خانم ها و انتقال آرامش به بيمار، برقراري ارتباط با اطرافيان بيمار تاثير مؤثري در نحوه كارشان دارد و باعث مي شود مردم از آنها راضي باشند.
    هدفت در زندگي چيست
    پيشرفت و رضايت خداوند.
    خانواده مشكلي با كارتان ندارد
    خير، اكثر اوقات هم مشوقم هستند.
    مشوق اصلي شما چه كسي است
    مادرم.
    چه انتظاري از مسئولان نظام پرستاري داريد
    انتظار همه ما از مسئولان نظام پرستاري اين است كه توجه بيشتري به ما و مشكلاتمان كنند. نيازها و خواسته هايمان را تا حدي برآورده كنند و از هر نظر تامين باشيم تا بتوانيم با انرژي بيش از پيش به كارمان ادامه دهيم.
    زندگي را چه رنگي مي بينيد
    صورتي.
    چرا صورتي
    خيلي قشنگ است و من سعي مي كنم هميشه زندگي را زيبا ببينم.
    اگر پرنده بودي، كجا مي رفتي
    حرم امام حسين (ع).
    چه عاملي باعث موفقيت شما شده است
    توكل به خدا.
    حرف آخر.
    آرزوي سلامتي براي همه و تشكر بي دريغ از خانواده ام.