حضرت زينب (س) پرستار شهادت و نهضت حسيني

روز پنجم جمادي الاولي سال پنجم يا ششم هجري قمري در شهر مدينه منوره دختري پاي به اين هستي گذاشت كه فضيلت، دانش، صبوري، استقامت و تقوايش تا پايان گيتي سرمشق و الگوي ارادتمندان و عاشقان ولايت و امامت است.

آن بانوي بزرگوار همانا حضرت زينب (س) دختر پاك‌ترين و بهترين مادر جهان ، حضرت فاطمه زهرا (س) و مهربان‌ترين پدر و اولين پيشواي شيعيان جهان حضرت علي ابن ابي طالب (ع) است.

صديقه الصغري، عصمه الصغري، وليه الله‌العظمي ، ناموس الكبري، شريكه الحسين (ع)، عالمه غير معلمه، فاضله و كامله از جمله القابي هستند كه زينت نام آن بانوي مطهر است.

در زمان تولد آن حضرت، پيامبر (ص) در مدينه حضور نداشت از اين رو پدر و مادر منتظر شدند تا پيامبر (ص) از سفر برگردد و نامي نيكو براي طفل برگزيند.

پس از بازگشت حضرت محمد (ص)، جبرئيل نازل شد و نام زينب را از سوي خداوند متعال براي آن دختر برگزيد.

حضرت زينب (س) از همان دوران كودكي از هوش و ذكاوت بي‌نظيري برخوردار بود به گونه‌اي كه در كمتر از هفت سالگي خطبه مادرش حضرت فاطمه زهرا (س) را كه حاوي معارف اسلامي و فلسفه احكام بود تنها با يك بار شنيدن حفظ كرد.

صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و تيز هوشي آن بانوي بزرگوار چنين مي نويسد: در اهميت هوش و ذكاوت آن بانوي بزرگوار همين بس كه خطبه طولاني و بلندي را كه حضرت صديقه كبري فاطمه زهرا (س) در دفاع از حق
اميرالمومنين (ع) و غصب فدك در حضور اصحاب پيامبر (ص) ايراد فرمودند، حضرت زينب (س) روايت فرموده است.

حضرت زينب (س) در دامان پر مهر مادر بزرگوارش حضرت زهرا (س) بانوي دو جهان از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب شد و از اين الگوي راستين درس صبوري آموخت و خود را براي حضور دليرانه و شجاعانه در حادثه كربلا و رسالت خطيري كه بر دوشش گذاشته شده بود، آماده كرد.

فصاحت و بلاغت آن بزرگوار نيز زبانزد است، زيرا خطبه‌هاي روايت شده از آن حضرت در برگيرنده كلمات و سخناني است كه قوي‌ترين دليل بر صحت اين مطلب است.

امام سجاد (ع) درباره فصاحت و بلاغت حضرت زينب (س) مي‌فرمايد:
اي عمه! شما الحمد لله بانوي دانشمندي هستيد كه تعليم نديده و بانوي فهميده‌اي هستي كه بشري تو را تفهيم نكرده است.

در بخشي از خطبه آن بانوي گرانقدر كه در مجلس يزيد بيان شد و لرزه بر پيكره دستگاه حكومت بني اميه افكند آمده است:
به خدا قسم‌اي يزيد، هر چه كردي بازگشت آن به سوي خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتي و جز گوشت خود ندريدي.

اي يزيد! در آن روزي كه خداوند بدنهاي پاك شهيدانمان را حاضر مي‌كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا (ص) وارد خواهي شد، اما مي داني در چه حالي؟ در حاليكه خون عزيزان او را ريخته و حرمت ذريه او را از بين برده اي.

آري‌اي يزيد! از اين پيروزي ظاهري كه به دست آورده اي، غرق شادي مشو، و آن عزيزان را كه در كربلا به خاك و خون كشيده اي، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند مي‌فرمايد: (كساني را كه در راه خدا شهيد شده‌اند مرده مپنداريد.

بلكه آنان زنده‌اند و در نزد خداي خود روزي مي‌خورند).

واي يزيد! براي تو همين بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پيامبر خدا، و ياور و پشتيبان اهل بيت جبرئيل باشد. و به زودي كسي كه اين مقام را براي تو زينت داده و تو را بر گردن مسلمين سوار كرده است (يعني معاويه )، خواهد دانست كه چه جانشين بدي براي خود تعيين كرده و در روز جزا درخواهيد يافت كه بدترين مكان از آن كيست؟ و بدبختي و ضعف و زبوني شامل چه افرادي خواهد شد.

در كتاب زندگاني حضرت زينب (س) رسالتي از خون پيام نوشته علي قائمي در خصوص خواستگاري و زندگي مشترك آن بانوي بزرگوار آمده است: پس از آنكه زينب (س) به سن رشد رسيد، خواستگاران بسياري پيدا كرد كه برخي از آنان از اشراف و روساي قبايل عرب بودند. آنان گمان داشتند به خاطر ثروتشان يا منصبي كه در جامعه دارند مي‌توانند به افتخار ازدواج با زينب (س) نائل آيند.

در بين خواستگاران زينب كبري (س)، نام عبدالله بن جعفر نيز به چشم مي خورد. او در خانه حضرت علي (ع) رفت و آمد داشت و مورد علاقه رسول خدا (ص) و اميرمومنان (ع) بود.

عبدالله بن جعفر، پسر جعفر طيار بود، شهيدي كه پيامبر درباره‌اش فرمود كه با دو بال بهشتي در بهشت پرواز مي‌كند.

همه مورخاني كه از عبدالله سخن گفته اند، او را به كرامت و عزت نفس ستوده اند به ويژه در جنبه بخشش او بسيار بحث كرده اند.

عبدالله بن جعفر مورد وثوق اميرالمومنين (ع) بود و بعدها نيز در جنگها و برنامه‌هاي آن حضرت شركت و حضوري چشمگير داشت تا جايي كه در جنگ صفين او يكي از فرماندهان سپاه امام (ع) به حساب مي‌آمد.

از اين رو حضرت علي (ع) با ازدواج دخترش با عبدالله بن جعفر موافقت كرد اما اين ازدواج فرخنده، يك شرط نيز به همراه داشت. شرط اين ازدواج آن بود كه اگر حسين(ع) به مسافرتي مي‌رود، زينب(س) نيز مجاز باشد او را همراهي كند و عبدالله مانع اين كار نشود.

اين شرط در خصوص ملاقات اين دو خواهر و برادر نيز به چشم مي‌خورد و البته كه كمتر روزي اتفاق مي‌افتاد كه اين دو يكديگر را ملاقات نكنند.

سرانجام اين ازدواج به وقوع پيوست و زينب(س) به خانه همسر خويش، عبدالله بن جعفر آمد. عبدالله كه مردي ثروتمند و از سخاوتمندان معروف عرب بود، روشن است كه خانه‌اش هم رديف خانه‌هاي اشراف و متمكنان عرب و داراي خدمه و كارگزاران متعددي بود. اما تاريخ نشان مي‌دهد زينب (س) هرگز خود را گرفتار زندگي اشرافي نكرد و به هيچ عنوان بدان دل نبست.

اما مهمترين برهه عمر شريف زينب (س) را سفر آن بانوي مقدس به كربلا و حضور آن حضرت در كاروان اسرا و حوادث بعدي آن دوران تشكيل مي‌دهد .

از زماني كه حسين بن علي (ع) مدينه را به مقصد مكه ترك كرد، زينب (س) همراه برادر بود و در طول نبرد نيز اين خواهر وفادار دو فرزند خود به نامهاي محمد و عون را به جبهه نبرد فرستاد تا در ركاب سرور و سالارشان بجنگند و سرانجام نيز آنان به شهادت رسيدند.

آن حضرت در واقعه كربلا و پس از آن با قرار گرفتن در برابر حكام مستكبر، به افشاگري جنايت‌هاي آنان در حق خاندان اهل بيت (ع) پرداخت و با تاكيد بر حقانيت منش و روش آل محمد (ص) بر تبليغات مسموم خاندان اميه خط بطلان كشيد.

آن بانوي مطهر تجسم عيني عفاف، شهامت، تقوا، علم وفداكاري بود كه در راه برافراشتن پرچم حق و حقيقت لحظه‌اي از پاي ننشست و گويي رسالتي براي اين اسوه صبر و استقامت پيش از ولادتش تعيين شده بود كه بايد به سرانجام مي رسيد تا به عنوان مناسب‌ترين الگو چراغ هدايت بشريت باشد.

حضرت زينب (س) شيرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق ولايت و امامت در ‪ ۱۵‬رجب سال ‪ ۶۳‬هجري قمري در ضمن سفري كه به همراه همسر گراميشان عبدالله بن جعفر به شام رفته بود، ديده از جهان فرو بست و در همانجا مدفون شد.

مزار ملكوتي آن حضرت در سوريه اينك زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت (ع) است.