زمانی در چند شهر ایران زلزله آمد .(خوب دهمین کشور حادثه خیز جهان است ) عده زیادی از مردم مردند و عده زیادی مجروح شدند . مطابق معمول از قبل از حادثه ، هیچ برنامه ریزی برای چنین موقعیتی توسط مسوولین نشده بود . نیروهای بهداشت و درمان که زنده مانده بودند سر در گم بودند . مردم احتیاج به کمک داشتند .
عده ای از مردم ،از بچه های مبارزه با بیماریها ، درخواست کردند تزریقات وریدی و عضلانی و بخیه و ... انجام دهند . بچه های بیماریها گفتند مجوز نداریم . مردم گفتند
در چنین شرایطی مجوز کیلو چند . بچه های بیماریها گفتند اصلا از مجوز که بگذریم
حدود هفت هشت سال از دوره تحصیل ما می گذرد و از آن زمان به بعد اصلا کارهای
فوق را انجام نداده ایم و الان یاد نداریم . مردم خشمگین گفتند شما علاوه بر اینکه هیچ برنامه ریزی جهت کنترل بیماریها نکرده اید همین یک قلم را که حتی نیروهای
عادی برای شرایط خاص باید بلد باشند ، یاد ندارید .
مردم از شدت ناراحتی ، چند سرم یک لیتری را عضلانی به بچه ها و مسوولین آنها
تزریق کردند تا از این به بعد درست برنامه ریزی کنند .